یافتن پست: #نیست

قصر بهرام، کاروانسرای کویری متفاوت

کاروانسراها سال‌ها قبل محل استراحت مسافران مسیرهای کویری بوده است و اکنون تعدادی از آنها به محلی برای اقامت گردشگران این مناطق تبدیل شده است. برای مثال کاروانسرای مرنجاب، نزدیک آران و بیدگل کاشان، که چند سال اخیر شهرت آن بیشتر شده است، در مجاورت رمل‌های زیبا و بلند شنی است و به همین دلیل بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما اگر شما کمی بیشتر علاقه به دیدن طبیعت بکر کویری داشته باشید و مقصد شما فقط رمل‌های شنی نباشد، می‌توانید مقصد دیگری را برای کویرگردی انتخاب کنید. کاروانسرای قصر بهرام در جنوب ورامین و ابتدای پارک ملی کویر، محلی است که در مجاورت بسیاری از جاذبه‌های دیده‌نشده کویری قرار گرفته است.

پیش از احداث جاده تهران- قم، کوتاه‌ترین مسیر بین تهران و کاشان از نزدیکی این کاروانسرا می‌گذشت و از سمت کویر نیز مسیری به گرمسار و فیروزکوه وجود دارد. اکنون مسیر اصلی این کاروانسرا جاده ورامین - پیشوا (امامزاده جعفر) است که در نهایت به جاده خاکی کنار راه آهن به سمت مبارکیه می‌رسد و بعد از آن وارد منطقه پارک ملی کویر می‌شود. برای ورود به پارک ملی کویر نیاز به مجوز وجود دارد. البته چند سالی است به دلیل استقبال بیشتر طبیعت‌گردان و دوچرخه‌سواران از این منطقه، روند دریافت مجوز تسهیل شده است.

قصر بهرام سال‌ها پیش مقصد بسیاری از رصدگران آسمان شب بود و آسمان تاریک یکی از جاذبه‌های اصلی منطقه محسوب می‌شد؛ اما امروز به دلیل گسترش آلودگی نوری شهرهای اطراف، شب‌ها آسمان مثل گذشته تاریک نیست. با این حال هنوز جاذبه‌های بسیاری طبیعت‌گردان را به آنجا می‌خواند. از هنر معماری شگفت‌انگیز این کاروانسرای کویری که بگذریم، مسیر سنگفرش با سابقه تاریخی 400 ساله نزدیک کاروانسرا، یکی از زیباترین مسیرهای پیاده‌روی کویری است که فسیل‌های موجودات دریایی نیز گاهی در این مسیر به چشم می‌خورد. در نهایت این مسیر به کاروانسرای عین‌الرشید می‌رسد که گرچه مثل قصر بهرام بازسازی نشده است، اما دیدن آن هم خالی از لطف نیست. همچنین در این مسیر، چند نقطه سرسبز وجود دارد که معمولا آبشخور حیوانات منطقه است و بهتر است از دور از این مناطق لذت ببرید. سفر به قصر بهرام، سفری شگفت‌انگیز به منطقه‌ای از کویر است که به دلیل نداشتن تپه‌های شنی، کمتر شبیه کویرهایی است که قبلا دیده‌ایم، اما طبیعتی

از حرمت‌شکنی تا سنت‌شکنی

زندگی ماشینی و روند توسعه، جامعه را تغییر داده و این تغییر در دامنه متنوعی از آداب و رسوم و شکل لباس پوشیدن و غذاخوردن و سخن‌گفتن و خلاصه کلام، آنچه نامش را سبک زندگی می‌گذاریم، قابل مشاهده است. زندگی مدرن با وجود تمام مزایایی که دارد و برخی از این مزایا اصولا قابل انکار و چشم‌پوشی نیست، یک آسیب بزرگ به دنبال دارد و آن «سنت‌شکنی» است. برخی انسان‌هایی که امروز به نام «انسان مدرن» می‌شناسیم‌شان، امروزی بودن را در تمسخر، تحقیر، دوری گزیدن و حتی انکار سنت‌هایی می‌دانند که در گذشته‌ای نه‌چندان دور شاهد اجرایش در خانواده‌‌شان بوده‌اند. به‌زعم آنان بسیاری سنت‌ها کهنه و قدیمی شده و کارکرد خود را از دست داده‌اند و کسی که مقید و پایبند به این سنت‌ها باشد را حتی «امل» می‌نامند. این افراد متاسفانه در طیف وسیعی در جامعه حضور دارند و در موقعیت‌های بسیار متنوع، هر سنتی را که رعایت کردنش اندکی زحمت لازم داشته باشد به چالش تمسخر می‌کشند. شکی نیست که در سبک امروزی زندگی، مجال و فرصت برای رعایت بسیاری سنت‌ها نیست، اما ماجرا اینجاست که شکستن هیمنه و اقتدار آن سنت نزد جامعه نیز مشکلی را حل نمی‌کند.

توجه کنید که «فرزندسالاری» نمونه بارز سنت‌شکنی در جامعه امروز ایران است. آنجا که حتی خود نهاد خانواده به نوعی پذیرفته است که پدر و مادر با فعل مفرد و حتی با اسم کوچک صدا شوند. جلویشان هر رفتاری انجام و هر حرفی ـ حتی با لحنی جنگجویانه، گستاخانه و پرخاش‌جویانه ـ گفته شود و آب هم از آب تکان نخورد. جالب اینجاست که بسیاری خانواده‌ها حتی این رفتار را نشان مدرنیته دانسته، آن را تشویق و نمونه‌ای از آزادی دادن به کودک و با کلاس بودن و امروزی بودن به شمار می‌آورند! به زعم روان‌شناسان اجتماعی، ریشه بسیاری از حرمت‌هایی که جامعه ایرانی به آن مقید است در سنت‌هاست و سنت‌شکنی به نوعی حرمت‌شکنی نیز محسوب
می‌شود.

آنان معتقدند جامعه باید پیش از خراب کردن یا شکستن یک سنت اول برای جایگزین آن فکری کرده و بعد اقدام به خراب کردنش کند. چرا که خراب کردن ساختمان‌های قدیمی، بدون جایگزین‌کردن با ساختمان‌های جدید، جز زمین خالی برجای نمی‌گذارد و متناظرا خالی کردن جامعه از حرمت‌های ریشه‌دار در سنت‌ها، چیزی جز بی‌هویتی، از میان رفتن یا کمرنگ شدن ارزش‌های هزاران مساله دینی ـ ملی و سرانجام آمادگی بر

سلام عرض شد..

منتظر ورژن گیتار این آهنگ باشید ضمنا نظر فراموش نشه [لینک]

اصلا تو نباشی منم نیستم....=]

امشب عجیب دلم گرفته است... دلی سبکسر که روزی مرا پایبند کرد..! پایبند به ادامه دادن،استواربودن،همدل بودن،عاشق بودن.!! به راستی که چه کودکانه دل سپردم به تو،به دنیایی که با تمام بزرگی اش برای من جایی نداشت..!! برای منی که تنها،ازتمام بزرگی اش تو و کمی ارامش میخواستم...♡ اما انگار،چشم این را نداشت تا شادی ام را ببیند! تورا گرفت؛آرامش را هم...!! و من تنها،تظاهر میکنم،ادامه میدهم، ادامه به نمایش زنده بودن،نفس کشیدن،بیخیال بودن،بی تفاوت بودن...! تظاهر به اینکه؛همه چیز خوب و مثل سابق است...! هیچ چیز تغییر نکرده،کسی عوض نشده،دختری تنها نشده،قلبی نشکسته،کسی جا نزده؛و کسی نیامده که بخواهد برود...! اما گاهی من هم خسته میشوم از این همه تظاهر و ریا...! خسته و با خود میگویم که:بس نیست؟ اما بازهم فردا میشود و من بازهم باید تظاهر را از سر بگیرم!:‌)♡

سلاااااام و دروووود بر احالی بیکارآباد....... چخبرااااااا؟؟؟؟؟

اینو برا بعضی از افراد گفتم....من اصن اینجوری نیستماااا

..

..