یافتن پست: #نمی



میرمدیگه فقط خدا نداشته باشید...

دهه 60

..... كى میگه ما نسل سوخته ایم؟؟؟
ما كه تو خونه هاى بزرگ با حیاط و باغچه و طاقچه زندگى كردیم ....

خوابیدن توى پشه بند ...
آب تنى توى حوض داشتیم .

كیك تولدامون خیلى بزرگ بود ...
هر كى كادو میداد از صمیم قلبش بود ، كسى واسه كادو دادن مارو قیمت گذارى نمیكرد.

حتی خونه ی نوه خاله عمه بابامون هم میرفتیم میدیدیم،
نه حالا كه خواهر برادر هم به زور همو میبینن.

عید واسمون شور و هیجان داشت.
عیدى میگرفتیم...
كم یا زیاد همین كه دلمون خوش میشد كافى بود.
چقدر مسافرتهاى فامیلى میرفتیم ...
حالا هركى هر جا میره میترسه كسى بفهمه!
همه چی عالی..‌.
همه چی باحال....
هممون عین هم بودیم.... عین گروه سرود.... لباسای شکل هم.... خونه های عین هم.....
عمه
خاله
دایی
عمو
مامان بزرگا و بابا بزرگا که جزء خونواده بودن

اگه می خواستیم جایی بریم گروهی میرفتیم
اگه قرار بود کاری کنیم دست جمعی میکردیم....
کی میگه ما نسل سوخته ایم....!!!
نه موبایلی...
نه تبلتی....
نه لپ تاپی....
نه اینترنت و فضای مجازی....
همه چی واقعی بود...

دنیای ما واقعی واقعی بود.... باهمه خوبی و بدیش.... همه چی راست راستکی بود...
تلفن که نبود اونوقتا. میرفتیم خونه همدیگه میدیدیم نیستن.... بعد میفهمیدیم اونام اومدن خونه ما... پشت در ما.... کلی ذوق میکردیم و‌میگفتیم: وااااای دل به دل راه داره.... ما عین عسل زندگی کردیم... بچگی کردیم.... حاااااال کردیم....

تقدیم به تمام زنده دلان دیروز

@helma1998

چرا ساکتی کره عسلم؟

+دوستش داری؟
-نمیدونم
+یعنی چی که نمیدونی
-نمیدونم دوست داشتن چه شکلیه اما
وقتی نیست انگار هوا برای نفس کشیدن ندارم
(^_^)

دنیآ آنقدر هم بد نیست
گاهی یک نفر با وجودش
بهشتی از این دنیا برایت میسازد که .
.. دیگر بهشت واقعی هم بدون او نمیخواهی: )

اشک ودوست دارم چون
مونس تنهاییم بود


همون اشکی که به حرفای دلم گوش میکنه

همون اشکی که غم ودردهای منو میفهمید

همون اشکی که ازشدت غم اغوش گرم چشمانم رو رها میکرد

وبر گونه هام سرازیر میشد

همون اشکی که مهمون دستای سرد وبی کس من شد

ای اشک

ای همدم من

ای هم زبون من

هیچ وقت فراموشت نمیکنم

چون فقط توبودی که تنهام نذاشتی

هرشب به یادت اشک میریزم تا بدانی چقدر دوست دارم

درسته من زیاد حوصله حرف زدم ندارم، ولی دلیل نمیشه تو هی برام حرف نزنی.

📝
جمله‌ی "نباشی،نیستم"
لزوما خبر از مرگ کسی در نبود شما را نمی‌دهد..
این یعنی نباشی دیگر آن ادم سابق نیستم
این که آدم سابق نیستم، یعنی دیگر مثل قبل زندگی نمی‌کنم
مثل قبل نمی‌خندم
از خودم عکس نمی‌گیرم
سینما نمی‌روم
توی آینه به خودم لبخند نمی‌زنم
شب‌ها به سختی خوابم می‌برد
صبح‌ها..
صبح‌ها با امید چشم‌هایم را باز نمی‌کنم
این‌ها یعنی من دیگر آدم سابق نیستم
این‌ها یعنی: "نباشی نیستم"