یافتن پست: #من

کودک که بودم؛ گمان میکردم سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد..
حال که فکر میکنم میبینم سرد تر از بستنی، قلب آدمهاییست که
تا میفهمند دوستشان داریم مارا ترک میکنند..!

دلم برات تنگ شده
نه ؛ بذار درستش کنم : "دلم برای گذشته ی تو تنگ شده"
دلم برای گذشته ی تو که به من اهمیت میدادی تنگ شده... ♥️❄️

اهای تویی که اصن حواست نیست ...... و انلاینی...خیلی دوستت دارم

قلب من شیشه ای است که با سنگ فراق تو سخت می شکـند ولی داد و فریاد نمی کند پس بــدان اینقدر صبر که دارد که خورد سنگ و ننالد تو زدی سنگ به قلبی که در آن عشق نهان بود

شب به کوی عشقم و روز ویرانه‌ای دل همی گوید بیا باهم بسازیم خانه‌ای یار اگر پرسید نشان منزل مارا بگو عاشقان کی خانه دارندجز دل دیوانه‌ای

عشق را لای در و دیوار پنهان کرده ای باغ گل را پشت مشتی خار پنهان کرده ای ای لبانت کار دست نازنینان بهشت راز بگشا،از چه رو رخسار پنهان کرده ای؟ آسمان تار است،می گویند امشب ماه را پشت آن پیراهن گلدار پنهان کرده ای صد غزل از من بگیر و یک نظر بر من ببخش آن چه را در لحظه ی دیدار پنهان کرده ای آن لب تب دار را یک بار بوسیدن شفاست وای از این دارو که از بیمار پنهان کرده ای…. روزگار ای روزگار آن روزی نایاب را در کدامین حجره ی بازار پنهان کرده ای؟

به دوست دخترم انتر خانم پیام دادم گفتم شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو میبندی... گفت آها, پس منتظری من چشمامو ببندم بخوابم بری دنبال کثافت کاری؟ یک ذره عاطفه و احساس نداره.

چقد لذت داره وقتی از همه جا بریــدی و کـم آوردی یکی بیاد بهت بگه : "من هنوزمــــــــ میخوامتا

ابــرها را کـنار زده ام منــتظرت بـر پـشت بـام دلـم دراز کـشیـده ام تـا لبـخـندت را در آغـوش گـیـرم. بیـا کـه آسمـان سیـاهـم ستـاره زیـاد دیـده مـاه کـم دارد تـا بـدرخشد چـشمـانـم.