یافتن پست: #متفاوت

شايعات سلامت
آيا گوش كردن موسيقي با هدفن خطرناك است؟

بسياري از افراد بر اين باورند مشکلات گوش مربوط به سالمندي است و به محض اين که صحبت از پيرگوشي مي شود آن را به افزايش سن ربط مي دهند. آيا واقعا همين طور است؟ اين که مي گويند پيرگوشي درماني ندارد يک واقعيت علمي است؟
بايد بدانيد پيرگوشي در سالمندان، مشکل نسبتا شايعي است که بتدريج با بالا رفتن سن ايجاد مي شود. از آنجا که روند افت شنوايي تدريجي است، افرادي که دچار پيرگوشي مي شوند، ممکن است متوجه کم شنوايي خود نشوند.
اتفاقي که در پديده پيرگوشي مي افتد اين است که سلول هاي حلزوني گوش که وظيفه آنها گرفتن سيگنال هاي صوتي است- تحليل مي روند. نکته بسيار مهم اين که برخلاف باور عموم بيشتر وقت ها علت اين موضوع افزايش سن است، اما گاهي اوقات دليل ژنتيک دارد. به عنوان مثال، پيرگوشي در آقايان و در افرادي که سابقه کاهش شنوايي در خانواده شان وجود دارد، بيشتر است.
افرادي که در محيط هاي پرسروصدا و بدون حفاظت از گوش ها سال هاي متمادي کار مي کنند، در معرض ابتلا به اين بيماري قرار دارند و ممکن است قبل از رسيدن به دوران سالمندي به اين عارضه مبتلا شوند. همچنين با صنعتي شدن جوامع، آلودگي هاي صوتي افزايش يافته و صداي خودروها، ابزارهاي مکانيکي، کارخانه ها و حتي موسيقي هاي بلند و گوشخراش بشدت شنوايي انسان را تحت تاثير قرار داده و به همين علت، امروزه درصد زيادي از افراد در سنين مختلف از عارضه پيرگوشي رنج مي برند. پس اين بيماري فقط مختص سالمندان نيست. در اين ميان، بعضي داروها هم مي توانند اثرات منفي زيادي روي گوش داشته باشند و به تخريب حلزون و عصب شنوايي منجر شوند که مهم ترين آنها مصرف بي رويه داروهاي مسکن و آنتي بيوتيک هاست. از طرفي بيماري هاي زمينه اي مانند ديابت و نارسايي هاي قلبي و عروقي نيز خطر ابتلا به پيرگوشي را در سالمندان افزايش مي دهند و به همين دليل همواره توصيه مي شود سالمندان هر شش ماه يکبار به مراکز شنوايي سنجي مراجعه کنند و تحت تست هاي شنوايي سنجي قرار بگيرند تا در صورت نياز براي آنها سمعک تجويز شود. از طرفي، جرم گوش يکي ديگر از اين مشکلات است که مي تواند به درجات متفاوتي کاهش شنوايي ايجاد کند. اين کاهش شنوايي در يک فرد جوان مشکل چنداني ايجاد نمي کند اما به مرور زمان مشکل ساز خواهد شد.
حالا واقعا هدفن و هندزفري و م

نحوه نگهداري مواد غذايي در يخچال

نگهداري مواد غذايي در يخچال سرعت تخريب آن را کاهش مي دهد، به اين ترتيب که سرعت رشد ميکروب ها و واکنش هاي شيميايي نظير واکنش هاي آنزيمي که بيشترين دلايل اصلي فساد مواد غذايي هستند، در يخچال به حداقل مي رسد. يکي از نکاتي که بايد در مورد يخچال به ذهن بسپاريم اين است که دما در بخش هاي مختلف يخچال متفاوت است. معمولا طبقات بالايي سردتر هستند و طبقات پاييني دماي بالاتري دارند. با وجود اين در دستگاه هاي مدرن تر تقريبا دما در تمامي طبقات مشابه است. براي اين که از دماي بخش هاي مختلف دستگاه خود مطلع شويد، بهتر است دفترچه آن را مطالعه کنيد.

در ادامه چند نکته مهم را مرور مي کنيم:
بهتر است براي اطمينان از کارکرد صحيح يخچال از دماسنج استفاده و هر چند وقت يک بار دماي آن را کنترل کنيد.
از تجمع مواد غذايي در يخچال بپرهيزيد و اجازه دهيد هوا براحتي در يخچال به چرخش در آيد.
برخي افراد مانند زنان باردار، بيماران پيوندي و افرادي که داراي اختلالات ايمني هستند، بايد به مدت زمان نگهداري مواد غذايي در يخچال دقت کنند. برخي گونه هاي ميکروبي سرمادوست از قبيل ليستريا قادرند در يخچال رشد کرده و مسموميت هاي خطرناکي را ايجاد کنند.
گوشت خام شامل انواع گوشت قرمز و ماکيان مي شود. در صورتي که مي خواهيد آنها را در يخچال نگهداري کنيد، اگر آنها را داخل پوشش قرار دهيد فقط تا سه روز و اگر بدون پوشش باشد تا 5 روز قابل نگهداري خواهند بود. قرار دادن اين محصولات در پوشش به رشد برخي ميکروارگانيسم ها در بخش هاي سطحي کمک مي کند و باعث لزج شدن سطح آنها مي شود. نگهداري گوشت بدون پوشش در مدت طولاني، با خشک شدن سطحي آن همراه است که اگرچه از رشد ميکروب ها جلوگيري مي کند، اما ممکن است با تغييرات رنگي نامطلوبي در محصول همراه شود. گوشت چرخ شده، جگر، کليه و قلب، ماکيان و غذاهاي دريايي حامل بار ميکروبي بسيار بالايي هستند که معمولا در دماي يخچال رشد مي کنند. بنابراين در صورتي که مجبور به نگهداري آنها در يخچال هستيد، حتي الامکان آنها را در سردترين نقطه (دماي حدود صفر درجه سانتيگراد) يخچال حداکثر به مدت سه روز قرار دهيد.
گوشت، مرغ و غذاهاي دريايي پخته در صورتي که قرار است مصرف نشوند، بايد بسرعت در يخچال قرار گيرند. آنها را براي مدت زمان طولاني روي ميز رها نکنيد (بي

پسری که صبح تا عصر سرکاره و بعدشم با نهایت خستگی میاد ی ساعت زل میزنه ب پروفایل اونی ک میخوادتش و بعدم میگیره میخوابه
طبیعتا باید دوس داشتنی تر باشه تا این خوشگل مایه دارای جیره خور از جیب پدر که تو اینستا خیلی زیادن

آدم ها فقط دریک چیز مشترکند:متفاوت بودن

چرا قلب بزرگ مي شود؟

منبع: ba-bamail.com

قلب هر فردي به اندازه مشت بسته اوست. اگر به هر دليلي بار بيشتري بر قلب تحميل شود يا بيماري هايي در قلب ايجاد شده و تحت درمان قرار نگيرد، قلب بتدريج بزرگ تر مي شود. دکتر سانديا بالارام، استاديار و جراح قلب و عروق دانشکده پزشکي اکهان در ماونت سايناي نيويورک مي گويد در اين حالت، قلب تغيير شکل مي دهد به عبارتي گرد و کروي تر مي شود و بزرگ تر از اندازه طبيعي خود رشد مي کند. درست کار نکردن عضله قلب نتيجه وجود مشکلاتي در قلب است که موجب ضعيف شدن آن مي شود. دکتر بالارم مي افزايد هرچند برخي افراد با بيماري هاي ژنتيک که باعث ايجاد اين بيماري نادر مي شوند به دنيا مي آيند، اما بيماري هاي قلبي مانند مسدود شدن عروق قلب و فشار خون بالا از جمله دلايل رايج ايجاد اين مشکل است.

بزرگ شدن قلب چه علائمي دارد؟
بزرگ شدن قلب يک مشکل جدي است و علائم آن خيلي زود خود را نشان مي دهد. شايع ترين نشانه بزرگ شدن قلب، خستگي، تنگي نفس و تورم شکم و پاها به دليل احتباس مايعات است. مشکلات تنفسي بويژه هنگام شب و در حالت درازکش بروز مي کند؛ چراکه قلب تلاش مي کند خون را بخوبي پمپ کند در نتيجه، مايعات شروع به بازگشت به ريه ها کرده و تنفس را دشوارتر مي سازند. دکتر بالارم مي گويد قلب و شش ها ارتباط نزديکي با يکديگر دارند و وقتي قلب مشکل داشته باشد ريه ها هم دچار مشکل مي شوند.افزايش وزن بي جهت، سرفه، درد قفسه سينه، ضعف و سرگيجه از علائم ديگر اين بيماري هستند. با اين حال، نشانه هاي بيماري در افراد مختلف متفاوت است، اما تنگي نفس و احتباس مايعات شايع ترين نشانه اي است که ناگهان بروز مي کند و ادامه مي يابد.

بزرگ شدن قلب درمان مي شود؟
شيوه هاي درماني مي تواند علائم بزرگ شدن قلب را کاهش داده و به عملکرد بهتر اين اندام مهم کمک کند، اما درمان قطعي براي اين بيماري وجود ندارد. اين جراح قلب مي گويد درمان هاي پزشکي، قلب را قوي تر نمي کند فقط کمي به کارکرد بهتر قلب کمک مي کند.بعضي از پزشکان ممکن است عمل جراحي را براي درمان علت اصلي بزرگ شدن قلب (مانند انسداد رگ ها يا مشکل دريچه قلب) توصيه کنند، اما آخرين راهکار، پيوند قلب است. دکتر بالارم مي گويد توصيه هاي پزشکي معمولا علائم بيماري و اين را که ماهيچه هاي قلب در يک بازه زماني چگونه عمل مي کنند، کنترل مي کنن

1

عروس سياهپوش
يک دختر مصري که بتازگي ازدواج کرده در تلاش بود تا در جشن عروسي خود تفاوت چشمگيري با ديگر عروس ها داشته باشد.
اين تازه عروس مصري براي متفاوت بودن خود و اين که جشن ازدواجش در خاطره ها ثبت شود، دست به اقدامي زد که با واکنش هاي مختلفي مواجه شد.
دختر مصري روز جشن ازدواجش، رنگ مشکي را براي لباس عروسش انتخاب کرد و نخواست مانند ديگر عروس ها با لباس سفيد به خانه بخت برود.
بازديدکنندگان در شبکه هاي اجتماعي که تصاوير او را ديده بودند نظرهاي مختلفي درباره تصميم او داشتند؛ برخي اين اقدام وي را نوعي زير پا گذاشتن عرف دانسته و بعضي ديگر معتقدند که اتفاقا کارش بسيار خلاقانه بوده است.

دخالت در چرخه زندگي يا مديريت آن؟

بررسي موضوع خوراک دهي به حيات وحش خيلي ها را به اين نتيجه مي رساند که بايد از خير اين کار بگذرند. براي اين کار استدلال هاي فراواني وجود دارد، اما اين نظرات بيشتر از سوي کارشناسان کانادا، آمريکا و کشورهايي که عرصه هاي طبيعي شان دست نخورده باقي مانده در فضاي مجازي نقل مي شود؛ به عنوان مثال در فضاي مجازي هشدار درباره خرس هاي گريزلي پارک يلو استون ديده مي شود يا در کانادا براي خرس هاي سياه هشدار داده مي شود به اين حيوانات غذا ندهيد و حتي براي اين کار شعاري هم دارند با اين مضمون که «غذا دادن به حيوانات کشتن آنهاست.»
اما اين که اين مصداق ها در کشورمان اعمال شود چون در کانادا نتيجه بخش بوده درست نيست ، چراکه شرايط طبيعي، الگوي بارش و عرصه هاي طبيعي باقيمانده در اين کشورها بسيار متفاوت تر از شرايط ايران است.
درواقع تغذيه دستي حيات وحش فرمولي ثابت براي همه جهان ندارد و نسخه اي که در کشورهاي پيشرفته اجرا مي شود، قابل اجرا در ايران نيست. کشوري مثل کانادا چند برابر ايران مساحت دارد، در حالي که جمعيتش حدود 36ميليون نفر است. به شکلي که تمام اين کشور به نوعي طبيعت است؛ در حالي که شرايط در ايران خيلي متفاوت است. به عنوان مثال در پاييز گذشته هر هفته يک يا دو گزارش منتشر مي شد از خرس هايي که به محدوده زندگي مردم وارد شده اند. گوشتخواراني که در پاييز به شکل طبيعي بيشتر به دنبال غذا هستند براي اين که بايد خودشان را آماده و چربي ذخيره کنند .
علاوه بر اين درباره پرنده هاي مهاجر بايد يادآور شد به گواه آمار سازمان حفاظت محيط زيست 80 درصد تالاب هاي کشور شرايط خوبي ندارند و 20 درصد باقيمانده هم هر کدام حدود 20 تا 80 درصد تخريب شده اند؛ بنابراين در چنين شرايطي نمي توان مانند کشورهايي که زيستگاه هايشان سالم است درباره خوراک دهي به حيات وحش تصميم گرفت .
ايران ميزبان کنوانسيون رامسر بوده است. با وجود اين، هنوز درک درستي از انواع تالاب هايي که براساس طبقه بندي کنوانسيون رامسر معرفي شده اند در کشور وجود ندارد.
در چنين شرايطي خيلي ها به مناطقي که در آن آب جمع مي شود، تالاب مي گويند! اين افراد در واقع چيزي از تالاب نمي دانند و همين که تعدادي پرنده را در منطقه اي آبي مي بينند، ادعا مي کنند با تالابي رو به رو هستند که شرايطي ايده آل دارد.
اما

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی

F❤S❤M

دام هاي اهلي در چه فصلي بيشتر شکار مي شوند؟

بي شک براي شما نيز بارها اين پرسش پيش آمده که چرا در سال هاي اخير، آمار تعارضات ميان انسان و گوشتخواران با اين سرعت افزايش پيدا کرده است؟ در اينجا مساله دقيقا دو چيز کاملامتفاوت است؛ نخست دامداراني که به واسطه حمله گوشتخواران آسيب مي بينند و دوم گوشتخواراني مانند پلنگ ايراني که از نظر حفاظتي بسيار ارزشمند هستند. اين پرسش که کدام يک را بايد بر ديگري ارجح دانست، از مناقشات رايج ميان طرفداران محيط زيست و دامداران است که در اين مقاله کمتر به آن خواهيم پرداخت و به جاي آن بر دليل علمي اين مساله متمرکز خواهيم شد. مهم ترين پرسش مقاله اين است: چرا گوشتخواران (به ويژه گربه سانان) شکار طبيعي خود را حتي در مناطق حفاظت شده رها مي کنند و به سراغ دام هاي اهلي مي روند؟

نتايج تحقيقات نشان مي دهد در برخي مناطق، گربه سانان بيشتر در فصول سرد به دام هاي اهلي حمله مي کنند؛ زيرا در اين اوقات از سال، شکار طبيعي آنها مثل قوچ و ميش ها يا به دليل کمبود منابع غذايي يا نداشتن توانايي فيزيکي کافي، کمتر در دسترس هستند. در حالي که دام هاي اهلي به واسطه چراي غيرقابل کنترل در بيشتر اوقات سال در قلمرو زيستي گوشتخواران حضور دارند. اما از طرف ديگر در برخي مناطق اوج شکار دام هاي اهلي در فصول خشک اتفاق مي افتد که به وضعيت پوشش گياهي برمي گردد. در حقيقت فصول خشک به معناي پوشش گياهي کمتر است و شکار بيشتر سم داران تحت اين شرايط کار راحتي نيست. زيرا آنها شکارچي خود را به دليل نداشتن استتار مناسب به سرعت تشخيص مي دهند و فرار مي کنند. يعني امکان شکار موفق براي يک گوشتخوار تحت اين شرايط باز هم بسيار کم است. اما در مقابل، اين دام هاي اهلي هستند که با تمرکز زياد در حواشي و اطراف چاه ها و منابع محدود آب در مناطق خشک حضور دارند و براي يک حيوان گوشتخوار ايده آل است که بخواهد شکاري موفق و با صرف حداقل انرژي داشته باشد.