یافتن پست: #عشق

دلم

در مکتب ما رسم فراموشی نیست، در مسلک ماعشق هم آغوشی نیست، مهر تو گر به هستی ما افتاد، دیگربه سرش خیال خاموشی نیست

..

زنها را از رقصیدن منع کردند،
از آواز خواندن،
از عاشقی کردن،
بوسیدن،
خندیدن.
زنها در پیله های خود فرو رفتند
و از تنهایی بسیار شاعر شدند
و در شعرهایشان رقصیدند،
آواز خواندند،
عشق ورزیدند،
بوسیدند،
اما خنده نه؛
فقط گریستند...!

دلم میخــــــــواهد همه ات برای من باشد .پای عشق ک در میان باشد من حریصترینم ...

اسم:بهزاد
لقبفروش
رنگ مو:مشکی
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مورد علاقه:قرمز
ماه تولد:اردیبهشت
سن:36
مدل گوشی:ایفون
رشته تحصیلی:نرم افزار
اخلاق : میگن مهربون و حسود
قلیون:با دوستان گاهی
سیگار:اصلا
کتک کاری با دختر
کتک کاری با پسر : اصلا
رفیق فاب:دارم
خوبی کردی:زیاد!
بدی کردی:تا جایی که خودم میدونم نه
تیکه کلامت: ندارم
تیم مورد علاقه:ما جزع ارتش سرخیم
دوست پسر: 3 تا :
ماشین مورد علاقه:بی ام و
اهنگ مورد علاقه: ندارم
عشق:ندارم
اگه دوباره بدنیا بیای دوس داری اسمت چی باشه:تاحالا بش فکر نکردم
عشق اولت چیشد:خود کشی کرد
عشق دومت:ندارم
از کی متنفری:هیچکس
تاحالا کسیو بوسیدی: اره
چن سالگی عاشق شدی؟21
رنگ مورد علاقت:قرمز
اهل دود و دم هسسی:فقط قلیون
شاخ مورد علاقه:
به کسی بیشترین اعتمادو داری:دوستم
ماه تولدش:اسفند
شخصیت کارتونی مورد علاقه:تام و جری
فیلم مورد علاقه: پدر خوانده
حیوون مورد علاقت:ببر!
رقص مورد علاقه:اهل رقص نیستم
نوع موسیقی مورد علاقه:پاپ
ساز مورد. علاقه:پیانو
دوسداری عروسیت کجا باشه:توباغ
بهترین دوستات:
اسم کسی که تنهات گذاشت:!!

از همان ابتدا دروغ گفتند

مگر نگفتند که "من" و "تو" ،

"ما" می شویم؟

پس چرا حالا "من" این قدر تنهاست...

از کی "تو" اینقدر سنگ دل شد؟

اصلا این "او" را که بازی داد؟

که آمد و "تو" را با خود برد

و شدید "ما"!

می بینی قصه ی عشقمان را!

فاتحه ی دستور زبان را خوانده است

گاهی کسی هست
که فقط امروز را باید باشد،
همین الانِ الان را باید باشد!
نفس! نفس! نفس!...
باید سرت زیر آب،
یا گلویت در مشتِ کسی باشد،
تا بفهمی "نفس" یعنی همین الان،
همین یک لحظه، همین یک دم!
و بدانی به قدرِ همین یک دم،
چقدر عزیز است!! تا ببینی نمی شود فلسفه بافت
که من که خب بالاخره قرار است بمیرم
من که می دانم همه می میرند،
من که خیلی هم عاقل و بالغ هستم،
این یک دم را می خواهم چه کار؟؟!!...
تو را مثل نفس دوست داشتن یعنی همین!
اینکه همین حالای حالا، اگر بلند نشوم
بیایم توی بغلت نفس تنگی می گیرم
یعنی همین!
لعنت به هرکسی که
حرف هایی با این همه معنا را
تبدیل به قربان صدقه های مفت
قربان صدقه های نقل و نباتی کرد،
نفسم، عشقم، عجقم،
جون جونی، کوفت، درد،
و هزار زهرمار دیگر...
تو را مثل نفسم خواستن
قربان صدقه ات رفتن نیست!
نمی فهمی... باید سرت زیر آب باشد...
باید کسی نفست باشد...
باید نفست برود، ببُرد، تنگ شود...
همینطوری نمی فهمی!
نه ؛ نه؛ نمی فهمی!!

بعضی آدم ها دوستت نخواهند داشت

حتی اگر هر کاری کنی

و بعضی آدم ها

حتی اگر هرکاری هم که کنی

از دوست داشتنت دست نمیکشن

جایی برو که عشق هست...!