سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول میگیرد...(احمد شاملو)

یافتن پست: #ظفر

سير تاريخي توسعه حرم حضرت معصومه (س)

سير تاريخي مرقد حضرت معصومه(س) در طول دوره هاي مختلف دستخوش تغييراتي بوده است. در سال ۶۰۵ هجري «امير مظفر احمد بن اسماعيل» بزرگ خاندان آل مظفر، بزرگ ترين استاد کاشي ساز آن زمان محمد بن ابي طاهر کاشي قمي را به کار ساخت و پرداخت کاشي هاي متنوع مرقد واداشت. او به مدت هشت سال به اين کار مشغول بود تا سرانجام در سال ۶۱۳ کاشي هاي مرقد آماده و کار گذاشته شد.
به نوشته شاردن، سياح فرانسوي عصر صفوي در کتيبه سردر بنا کلمه «مشتاق درک» جهت ثبت سال بنا درج شده بود که به حساب ابجد ۱۶۵ (زمان سلطنت شاه عباس دوم) مي شود.
سال ۱۳۷۷ شمسي مرقد به شکل جديد که آميخته اي از کاشي و سنگ است تجديد بنا شد و همچنين ديواره هاي داخلي با سنگ مرمر سبز آراسته گرديد.
سال ۹۶۵ هجري شاه طهماسب صفوي، در چهار طرف مرقد ضريحي آجري آراسته به کاشي هاي هفت رنگ و کتيبه هاي معرق بنا کرد و در اطراف آن منافذي باز بود تا هم مرقد ديده شود و هم زائران نذورات خود را داخل ضريح بريزند.
سال ۱۲۳۰ هجري قمري فتحعلي شاه همان ضريح را نقره پوش کرد که اين ضريح به مرور زمان فرسوده شد و در سال ۱۲۸۰ ضريحي که از نقره ضريح سابق و نقره هاي موجود در خزانه ساخته شده بود، به جاي آن نصب گرديد.
اين ضريح چند مرتبه تجديد بنا و اصلاح شد و سال هاي متمادي روي مرقد فاطمه معصومه(س) باقي بود تا اين که در سال ۱۳۶۸ هجري شمسي به دستور توليت آن زمان شکل ضريح را تغيير دادند و ضريحي را با ظرايف هنري ويژه اي به جاي آن نصب کردند که آن ضريح همچنان برفراز مقبره حضرت معصومه(س) برقرار است و در اسفند ۱۳۸۰ شمسي اصلاحات و تعميرات جديد صورت گرفت.
اولين گنبدي که پس از سايبان حصيري موسي بن خزرج برفراز مقبره حضرت معصومه(س) بنا شد، قبه اي برجي شکل بود که از مصالح آجر و سنگ و گچ در اواسط قرن سوم هجري ساخته شد. به مرور زمان و پس از دفن بعضي از بانوان علوي در جوار حضرت معصومه(س) دو گنبد ديگر در کنار گنبد اول ساخته شد.
اين سه گنبد تا سال ۴۴۷ هجري برقرار بودند تا اين که در همان سال ميرابوالفضل عراقي (وزير طغرل کبير) به تشويق شيخ طوسي به جاي آن سه گنبد، گنبدي مرتفع و آراسته به نقش هاي رنگ آميزي و تزئينات آجري و کاشي بدون ايوان و حجره بنا نهاد، که تمام قبور سادات و آن بانوان را فرا مي گرفت.

معذرت اگه کمم واسه دلت
نگفتم حرفامو بهت
گذاشتم عاشقم بشی
شدم تموم عامل
سرگیجه های دائمت
نفهمیدی که عشق من تو زندگیت مزاحمه
معذرت اگه دادم یزدم سرت
اگه چشمات همش تره
اگه بعد از این بازیام
میگفتم باره آخره
شکستنت جلو چشام
منو از رو نمیبره
دروغم میشد باورت
منو ببخش

معذرت اگه مجبور شدی بری
حق داری هرچی که بگی
کاری کردم که دائماً بگی لعنت به زندگی
ترسیدم خیانت کنم بهت از روی بچگی
معذرت..
واسه قرصای هر شبت که هرکدومشم کمه
واسه آروم گرفتنت
میدونم هرچی میکشی همش به خاطر منه
پشیمونم ببین منو
معذرت تنها حرفمه
منو ببخش..

معذرت واسه اونهمه خاطره که کرده بازی با دلت
معذرت اگه همش مرددم گفته بودم که قید احساسمو دیگه زدم
تو لیاقتت این نبود نمیدونستی من بدم
هی بهونه کردم چطور دیگه جوابتو ندم
منو ببخش..

معذرت اگه مجبور شدی بری
حق داری هرچی که بگی
کاری کردم که دائماً بگی لعنت به زندگی
ترسیدم خیانت کنم بهت از روی بچگی
معذرت..
واسه قرصای هر شبت که هرکدومشم کمه
واسه آروم گرفتنت
میدونم هرچی میکشی همش به خاطر منه
پشیمونم ببین منو
معذرت تنها حرفمه
منو ببخش..



اهنگ معذرت _شهاب مظفری [لینک]


می گفت که با من نیست
انداخته ام در تو با من نیست
شب آمدم و زدم و دادی
گر زامدنم باد ، با من نیست
می گفت که آشوب و با من هست
گر به دگری و با من نیست
این روز ها دلیل تو بودی..ونگاهم چند دقیقه ای تو ..دردیکه.#هجرانی جز سوختن بی صدا پروانه وار.ناله#خاموش چکیدن.اشک چیزی#حاصل ندارد ..#شقایق-بی-روح

مِهمـان این هفته :

@elham70

از اعضای محترم گروه صندلی داغ ، و همچنین کاربران دعوت میکنم تا سوالات براگیزتون رو با رعایت توی قسمت نظرات این پست @elham70 بپرسید


...


اینو مختص منه [لینک]

نام محلات، شهرک‌ها و کوی‌ها

شمال تهران: تجریش، فرمانیه، قیطریه، زعفرانیه، آجودانیه، نیاوران، قلهک، پل رومی، اقدسیه، جماران، چیذر، دارآباد، باغ فردوس، آراج، ازگل، لویزان، مینی سیتی ، سوهانک، دروس، داودیه، دزاشیب، زرگنده،جردن،فرشته،الهیه،کامرانیه،ولنجک،اوین،ظفر،صاحبقرانیه،محمودیه،سعادت آباد،شهرک غرب،گاندی
شرق تهران: تهران نو، تهرانپارس، نارمک، شهرک امید ،پیروزی،گرگان، وحیدیه، کالاد، شمس آباد، حکیمیه، نیروی هوایی، نظام آباد، مجیدیه، حشمتیه،
غرب تهران: پونک،ستارخان، آریاشهر، جنت آباد، شهر زیبا، شهران، طرشت، گیشا، چیتگر،تهرانسر، حصارک، آزادی، فردوس ،شهرک اکباتان،کن
جنوب تهران: مشیریه، کاروان، مسعودیه، افسریه،خانی آباد نو،نازی آباد،یاخچی آباد،امیربهادر،کشتارگاه،آذری،اتابک،خراسان،خزانه فلاح،خزانه بخارایی،شاپور،مولوی،سیروس،آب منگل،دروازه غار،جوادیه،یافت آباد،منیریه،امیریه،شوش،بازار
مرکز تهران: یوسف آباد ،امیرآباد،عباس آباد،جلفا،خواجه عبدالله،بهارشیراز،زرتشت،بهجت آباد،تخت جمشید(طالقانی)،تخت طاووس،سهروردی،آپادانا،توحید،جمهوری(نادری)،استانبول،توپخانه،لاله زار،باغ صبا،فاطمی،آرژانتین،آذربایجان

تاریخچه و معنی نام بعضی از محلات تهران :[ویرایش]
جماران: زمينهاي جماران متعلق به سيد محمد باقر جماراني از روحانيان معروف در زمان ناصر الدين شاه بوده است.برخي ازاهالي معتقدند که در کوههاي اين محله از قديم مار فراوان بوده و مارگيران براي گرفتن مار به اين ده مي آمدند و دليل نامگذاري اين منطقه نيز همين بوده است و عده اي هم معتقدند که جمر و کمر به معني سنگ بزرگ است و چون از اين مکان سنگ‌هاي بزرگ به دست مي آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، يعني محل به‌دست آمدن جمر ناميده‌اند.
لویزان: این منطقه از گسترش روستای لویزان و شیان شمیرانات بوجود آمده که دارای آب و هوای بسیار مطبوع در گذشته و حال است.

کامرانيه: زمين‌هاي اين منطقه ابتدا به ميرزا سعيدخان‌، وزير امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران ميرزا پسربزرگ ناصرالدين شاه‌، با خريد زمين‌هاي حصاربوعلي‌، جماران و نياوران ‌، اهالي منطقه را مجبور به ترک زمين‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانيه ناميد.

محمودیه : در اين منطقه باغي بوده است که متعلق به حاج ميرزا آقاسي بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسيه ميگفتند. سپس علاءالدوله اين باغ بزرگ را از دولت خرید و..

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها


السلام ای عالم اسرار رب‌العالمین

وارث علم پیمبر فارس میدان دین

السلام ای بارگاهت خلق‌را دارالسلام

آستان رویت بطرف آستین روح‌الامین

السلام ای پیکر زایر نوازت زیر خاک

از پی جنت خریدن خلق را گنج زمین

السلام ای آهن دیوار تیغت آمده

قبلهٔ اسلام را از چارحد حصن حصین

السلام ای نایب پیغمبر آخر زمان

مقتدای اولین و پیشوای آخرین

شاه خیبر گیر اژدر در امام بحر و بر

ناصر حق غالب مطلق امیرالمؤمنین

ملک دین را پادشاه از نصب سلطان رسل

مصطفی را جانشین از نص قرآن مبین

بازوی عونت رسول‌الله را رکن ظفر

رشتهٔ مهرت رجال‌الله را حبل‌المتین

هر که در باب تو خواند فضلی از فصل کلام

در مکان مصطفی داند بلا فصلت مکین

بوترابت تا لقب گردیده دارد آسمان

چون یتیمان گرد غم بر چهره از رشک زمین

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها


السلام ای عالم اسرار رب‌العالمین

وارث علم پیمبر فارس میدان دین

السلام ای بارگاهت خلق‌را دارالسلام

آستان رویت بطرف آستین روح‌الامین

السلام ای پیکر زایر نوازت زیر خاک

از پی جنت خریدن خلق را گنج زمین

السلام ای آهن دیوار تیغت آمده

قبلهٔ اسلام را از چارحد حصن حصین

السلام ای نایب پیغمبر آخر زمان

مقتدای اولین و پیشوای آخرین

شاه خیبر گیر اژدر در امام بحر و بر

ناصر حق غالب مطلق امیرالمؤمنین

ملک دین را پادشاه از نصب سلطان رسل

مصطفی را جانشین از نص قرآن مبین

بازوی عونت رسول‌الله را رکن ظفر

رشتهٔ مهرت رجال‌الله را حبل‌المتین

هر که در باب تو خواند فضلی از فصل کلام

در مکان مصطفی داند بلا فصلت مکین

بوترابت تا لقب گردیده دارد آسمان

چون یتیمان گرد غم بر چهره از رشک زمین

وصيت نامه شهيد حسن امامي
"در اين لحظه هاي حساس تاريخ كه خداوند شما ملت عزيز را مورد آزمايش و امتحان قرار داده است با توكل بر او و با رهنمودهاي امام عزيزمان انشا الله با سربلندي كامل از اين امتحان الهي سربلند و پيروز باشيد و در پيشگاه خداوند روسفيد باشيد، و مبادا چيزهايي مادي شما را فريب بدهد و پاهايتان از مبارزه با كفر جهاني سست شود و روي خود را مانند منافقين برگردانيد و امام عزيز را تنها بگذاريد".

وصيت نامه شهيد علي مظفر
عزيزانم امروز اسلام عزيز نياز به اين دفاع و حضور در جبهه ها دارد. نداي هل من ناصر ينصرني امام عزيز امروز از جبهه ها به گوش مي رسد. به افراد بگوييد اگر مي خواهند براي اسلام خدمتي كنند امروز اسلام نياز به ايثارگري آنها دارد.

بیا که رایت منصور پادشاه رسید

نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت

کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد

جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن

قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

عزیز مصر به رغم برادران غیور

ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید

کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل

بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

صبا بگو که چه‌ها بر سرم در این غم عشق

ز آتش دل سوزان و دود آه رسید

ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق

همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول

ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید