یافتن پست: #رقص

خارجیا :

تشییع جنازه=گریه

کنسرت=رقص و شادی

مسافرت=تفریح

تولد= شادی

سر کار=کار

دریا=شنا

پشت فرمون=رانندگی

ایرانیها:

تشییع جنازه=موبایل

کنسرت=موبایل

مسافرت=موبایل

تولد=موبایل

سرکار=موبایل

دریا=موبایل

پشت فرمون=موبایل

حس بد یعنی:

فیلم رقصیدن ۱۰سال پیشتو جلوی جمع ببینی

یعنیا ادم نابود میشه!!!

مخصوصا اونجاش که میلرزونی میری پایین میای بالا

مخصوص آقایان متأهل :
.
.
یکبار فیلم عروسیتو برعکس نگاه کن،خیلی بهت حال میده
.
.
.
یه شام مفصل میخورید،بزن و برقص.
زنت حلقه و طلاهاشو در میاره میده بهت،از ماشین پیاده میشه،میره خونه باباش.

هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید

قلبم با لهجه ی شیرین سکوت ، فقط تو را می خواند

تو را می خواهم با تمام قلب و روحم

تو را که از من با من مهربانتری

تو را که در چارچوب نگاهت مهربانی قاب شده است

و با هر لبخندت ، هزاران پروانه ی شوق در دلم به پرواز در می آیند

"S"

یه نگاه به خودت بنداز،
چی شده که انقد غرقی تو خودت؟
هنوز هیچی تموم نشده باور کن،
بابا بیخیال رفیق،
بزار بریزه اشکات وسطِ درد،
ولی بازم پر بزن و پرواز کن،
‏برقص حتی زیر بارون،
بازم بخند، حتی با چشم گریون.

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی...
نمیدانم چه نوشیدم که سیرم کرده از هستی...

خودم مست و غزل مست و تمام واژه ها مستند...
قلم شوریده ای امشب، عجب اُعجوبه ای هستی!

به ساز من که میرقصی قیامت میکنی به به...
چه طوفانی به پا کردی، قلم شاید تو هم مستی؟!

زمین مست زمان مست و مخاطب مست شعرم شد
بنازم دلبریهایت قلم! الحق که تردستی

فلانی فرق بسیار است میان مستی و مستی
عزیزم خوب دقت کن! به هر مستی نگو پستی

تظاهر میکنی اما تو هم از دیدِ من مستی
اگر پاکیزه تر بودی به شعرم دل نمی بستی

خودم مست و غزل مست و تمام واژه ها مستند
مخاطب معصیت کردی! به مشتی مست پیوستی

برام خواستگار اومده دلتون بسوزه!حلما

کارت نباشد اگر رسم، رسم فراموشی ست، اگر می آیند، می مانند، و روزی ناگهان بی هیج دست خطی... کارت نباشد بانو، تو!خودت باش... با تمام مهربان هایت، تو!خودت باش... با چشمانی که باور کن، خداهم از خلقتشان حیران است... تو! بمان و باور کن، دو قدم مانده به ناامیدی "خدا" می رقصاند تمام دنیا را به ساز عاشقانه هایت...

شاد ترین آهنگم را میگذارم،میرقصم،عکس‌ میگیرم،به همه میفهمانم که شاد تر از من در این دنیا وجود ندارد،لبخند را بر روی لبان دوستانم می آورم،بیرون میروم،مسافرت میروم و طبق معمول شب ها سر بر روی بالشت میگذارم و میخوابم،اما وقتی عکس هایت را میبینم،وقتی چشمان قهوه ای ات را میبینم،دلم برای بودن هایت تنگ میشود،دلم برای نفس کشیدن هایت تنگ میشود،دلم برای دلتنگ شدن هایت،دوست داشتن هایت،حتی شب بخیر هایت تنگ میشود.وقتی نیستی تظاهر کردن خیلی راحت تر است.کاش هیچ وقت پیدا نشی.


خیلی که واسه کسی ولی اون
..


سوختن-تو نداشته-باشد

چه بود که حسن تو در انداخت
که یک از تو نظر بر ‌توان انداخت