یافتن پست: #رفیقان

رفیق دوست رفیقان دوستان رقابت چشم و همچشمی رقص پایکوبی روایت داستان گفتار روز بخیر روز خوش روز تولد زاد روز رویت دیدن دید زاهد پارسا زاویه گوشه زاید الوصف چشمگیر زباله آشغال زبان خارجی زبان بیگانه زبان محاوره ایی زبان گفتاری زحمت دردسر زراعت یا زارع کشاورزی یا کشاورز زلزله زمین

نماز شام غریبان چو گریه آغازم

به مویه‌های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم

خرد ز پیری من کی حساب برگیرد

که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم

بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

هوای منزل یار آب زندگانی ماست

صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم

سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی

شکایت از که کنم خانگیست غمازم

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت

غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﺮﯼ ﮐﻪ می دﺍنی
ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪﯼ ﺗﻮ ﻣﻬﻤﺎنی!
ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻝ
ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺵ......ﺭﻓﯿﻘﺎﻥ ﺭﺍ.......ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺵ......
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺵ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁنی،
ﺩﻝ ﻣﻮﺭﯼ ﻧﺮﻧﺠﺎنی...
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺗﻮ می ماﻧـی ﻭ ﻣﺸﺘﯽ ﺧﺎﮎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁنی...
ﺩﻻ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺳﻪ قسم اند ﮔﺮ ﺑﺪﺍﻧﯽ.
ﺯﺑﺎﻧﯽ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﺎﻧﯽ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﻧﯽ.
ﺑﻪ ﻧﺎﻧﯽ ﻧﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﻧﺶ.
ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻦ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺯﺑﺎﻧﯽ.
ﻭﻟﯿﮑﻦ ﯾﺎﺭ ﺟﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ.
ﺑﻪ پاﯾﺶ ﺟﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ می توانی.

مولانا

زدم فریاد خدایا این چه رسمی است ؟
رفیقان را جدا کردن هنر نیست
رفیقان قلب انسانند خدایا
بدون قلب چگونه می توان زیست ؟

...

عجب دنیای نامردی

نمونده ذره ای مردی

به هر که رو میندازی

بهت زود میکنه سردی

مرام ومعرفت دیگر

نمونده قد یک گردی

نه خواهر میکنه مهری

نه دنیا داره همدردی

برادر هم نمی پرسه

ببینه خوب میگردی

عجب دنیای نامردی

نمونده ذره ای مردی

دراین دنیا ی بی مهری

رخم غم گشته از زردی

همه در فکر خود هستن

تو این دنیای پردردی

اگر روزی گرفتاری

سراغت آید از دردی

کسی اینجا نمی پرسه

چرا اینگونه میگردی

چرا اینگونه حیرانی

مگر با غصه سر کردی

رفیقان هم نمی گویند

چرا دیگر بد آوردی

فقط در فکر سود هستن

ببینند خوب میگردی

پریشان باشه احوالت

نمی آیند به شبگردی

عجب دنیای نامردی!!!

عجب دنیای نامردی!!!



دل شد از دست مدی .....
به سر اریم و بکنیم

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
بین موهای تو گم کرد خداوندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می‌ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را
مادرم بعد تو هی حال مرا می‌پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده‌ست به تو
به تو اصرار نکرده‌ست فرآیندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
بین موهای تو گم کرد خداوندش را

فال

فروردین

با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کوی دوست

و از رفیقان ره استمداد همت می‌کنم

از نصیحت‌ها و تجربیات افراد دانا و باتجربه استفاده کن که تو را در رسیدن به مقصد یاری خواهد کرد.

اردیبهشت

آن کس که به دست جام دارد

سلطانی جم مدام دارد

فراموش نکنیم دلخوشی و شکر نعمت‌هایی که خداوند به انسان عطا کرده، بزرگ ترین مکنت و مایه سروری در زندگی است.

خرداد

زاهد خام که انکار می‌و جام کند

پخته گردد چو نظر بر می‌خام اندازد

زودتر و دیرتر انجام دادن کارها، ارزش و عیار آن را از سکه می‌اندازد. هر کاری را در وقت و زمان مناسب خود انجام بده تا کار کامل و درست انجام شود.