یافتن پست: #دلالت



کجاست اهل تا کند خیر
که ما نبردیم ره به .طریق
[ لينک ]

آزمايشگاه
تيزهوشي بي دردسر نيست!
پژوهش هاي جديد حاكي است، افراد تيزهوش، بيشتر در معرض ابتلا به اختلالات رواني و فيزيولوژيك هستند


منبع: Scientific American

هر کسي دلش مي خواهد تيزهوش ترين فرد روي زمين باشد، از بس که همه از مزاياي تيزهوشي دهان شان آب مي افتد! کساني که از بهره هوشي بالاتري برخوردارند، در زمينه هاي تحصيلي و شغلي سريع تر پيشرفت مي کنند. حتي مطالعات نشان داده، تيزهوش ها طولاني تر عمر مي کنند و سالم تر مي مانند، ولي دقيقا معلوم نيست چرا. جالب است بدانيد، نتايج پژوهشي جديد از روي ديگر اين سکه پرده برداشته است. در اين پژوهش، اعضاي انجمن جهاني تيزهوشان (مِنسا) هدف بررسي قرار گرفتند. گفتني است تنها کساني که از بهره هوشي 132 يا بالاتر برخوردار باشند، به عضويت اين انجمن درخواهند آمد (ميانگين بهره هوشي عموم مردم 100 است). در بررسي انجام شده روي اعضاي تيزهوش مِنسا مشاهده شد که اين افراد بيشتر از سايرين در معرض ابتلا به اختلالات رواني و فيزيولوژيک قرار دارند.
در پژوهش فوق، اعضاي مِنسا از لحاظ ابتلا به اختلالات خلقي، اختلالات اضطراب، اختلال کم توجهي بيش فعالي و اوتيسم و همچنين ابتلا به آلرژي هاي محيطي، آسم و اختلالات خودايمني بررسي شدند. اين بررسي از طريق ارسال پرسش نامه صورت گرفت و نشان داد، اعضاي مِنسا بويژه درمورد ميزان ابتلا به اختلالات خلقي و اختلالات اضطراب با عموم مردم تفاوت دارند. 7/26 درصد شرکت کنندگان در اين پژوهش گزارش کردند که مبتلا به اختلالات خلقي تشخيص داده شده اند و 20 درصد نيز از ابتلا به اختلالات اضطراب خبر دادند، حال آن که ميانگين ابتلاي مردم عادي به اختلالات مذکور حدود 10 درصد اندازه گيري شده است. شايد اين تفاوت چند درصدي را چندان جدي نگيريد، اما همين مقدار تفاوت به لحاظ آماري بسيار حائزاهميت است و در مورد ساير اختلالات نيز بر روابط معني دار دلالت دارد. ناگفته نماند که شيوع آلرژي هاي محيطي در ميان اين افراد حدود سه برابر مردم عادي گزارش شد.
پژوهشگران در تحليل اين يافته ها بيان داشتند، تيزهوشي بالا با بيش تهييج پذيري رواني و فيزيولوژيک در ارتباط است. بيش تهييج پذيري رواني به تمايل افراطي به نشخوار فکري و نگراني اشاره دارد و بيش تهييج پذيري فيزيولوژيک از واکنش شديد بدن نسبت به استرس ناشي مي شود. اين دو نوع بيش تهييج پذيري در افراد تيزهو

فال

فروردین

گرچه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور

دورباد آفت دور فلک از جان و تنش

خودخواهی را کنار بگذارید و برای همه دوستان‌تان بهترین‌ها را بخواهید تا خداوند شما را به آرزوهایتان برساند.

اردیبهشت

این یک، دو دم که مهلت دیدار ممکن است

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

کار امروز را به فردا موکول نکنید، امروز طوری زندگی کنید چنان که فردایی در کار نیست و به رعایت حق‌الناس حساس‌تر باشید.

خرداد

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

با تظاهر و ریاکاری انسان به جایی نمی‌رسد، خودت باش و در راه خیر به واقع قدم بزن و از رفتارهای متضاد پرهیز کن.

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

شد آن که اهل نظر بر کناره می‌رفتند

هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها

که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش

شراب خانگی ترس محتسب خورده

به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش

ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند

امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات

مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

محل نور تجلیست رای انور شاه

چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش

به جز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر

که هست گوش دلش محرم پیام سروش

رموز مصلحت ملک خسروان دانند

گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش

حجاب در سلوك به دو قسم ظلمانی و نورانی تقسیم می‌شود. حجاب‌های ظلمانی عبارت است از نقائص و رذائل همانند بخل، طمع، شَرَه، حرص و ... و حجاب‌های نورانی كمالات محدودی است كه سالك قبل از رسیدن به فنای مطلق به آنها متّصف می‌شود همانند مقام توكل، تسلیم، رضا و ... كه همه تعین است. در مناجات شعبانیه آمده است:

«حتی تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّور»؛

«تا دیدگان دل‌ها پرده‌های نور را بدرند».

این فقرۀ مناجات مانند روایات دیگری همچون حدیث معراج به خوبی بر وجود حجاب‌های نورانی دلالت دارد و قهراً هرگونه انکار این دسته از حجاب‌ها را بی‌معنا می‌سازد.

حافظ گوید: بیا ای شیخ و از خمخانۀ ما شرابی خور كه در كوثر نباشد


از استاد پرسیده شده بود: شرابی كه در كوثر نباشد، چیست؟

فرموده بودند:

«كوثر تعین است و شراب طهورِ عارف، تجلی ذاتی خداوند است كه نام و نشان از سالك باقی نمی‌گذارد و او را به دیار اطلاق می‌فرستد و این از كوثر برتر است».

از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

نرود کارش و آخر به خجالت برود

کاروانی که بود بدرقه‌اش حفظ خدا

به تجمل بنشیند به جلالت برود

سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست

که به جایی نرسد گر به ضلالت برود

کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر

حیف اوقات که یک سر به بطالت برود

ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی

که غریب ار نبرد ره به دلالت برود

حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است

کس ندانست که آخر به چه حالت برود

حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی

بو که از لوح دلت نقش جهالت برود

در قرآن مجید آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، ولی می توان از باب اولویت با آیات مربوط به «احسان و انفاق»، « قرض الحسنه »، «تعاون» و «صدقه» به جواز و بلکه جهان و استحباب وقف استدلال کرد؛ از جمله آیاتی که به طور عموم بر انجام خیرات و تشویق و تحریض آنها دلالت دارد، آیه ۹۲ از سوره آل عمران است که می فرماید:«لن تنالُوا البرَّ حتّی تُنفقوا من شیءٍ فإنّ الله به علیم» [۱۱]
شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید، مگر آن که از آنچه دوست می دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید «هرچه انفاق کنید خدا بر آن آگاه است». و نیز آیه ۴۶ از سوره کهف که می فرماید:
«المالُ و البَنونَ زینةُ الحیاةِ الدنیا و والباقیات الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً خیرٌ اَملاً» [۱۲]؛
مال و فرزندان زینت حیات دنیاست و (لیکن) اعمال صالح که تا قیامت باقی است ( مانند نماز و تهجد و ذکر خدا و صدقات جاری چون بنای مسجد و مدرسته و موقوفات و خیرات در راه خدا) نزد پروردگار بسی بهتر (عاقبت) آن نیکوتر است.

روایتی که دلالت بر سرعت اجابت دعای مردگان درباره زندگان کند یافت نشد. اما از برخی روایات استفاده می‌شود که دعای فرزند بر سر مزار پدر و مادر مستجاب است و سفارش شده است که افراد بر سر مزار آنان رفته و از خداوند حاجت خود را بخواهد؛ امام صادق(ع) به نقل از امام علی(ع) فرمود: «مردگانتان را زیارت نمایید، پس همانا ایشان به دیدار شما خوشحال شوند و هرگاه شخصی از شما درخواستی دارد، پس نزد قبر پدر و مادر رود و برای آنان دعا کند و حاجت خود را از خدا بخواهد».[5]
همچنین در دسته‌ای دیگر از روایات اشاره شده است که خیرات در حق پدر و مادر بعد از مردن آنان، برای فرزندانی که اسباب ناراحتی آنان را فراهم کرده و عاق آنان شده‌اند، سبب رهایی آنان از عاق شدن می‌شود.
امام صادق(ع) می‌فرماید: «گاهى والدین کسى از دنیا می‌رود و حال این‌که فرزند خود را عاق کرده‏اند، ولى او بر ایشان دعا می‏کند و خیرات بر ایشان می‏دهد، لذا از نیکوکاران نوشته می‏شود».

در كتاب شريف توحيد صدوق در باب 44 در معنى (سبحان الله ) چنين نقل شده است كه از حضرت امير المؤ منين و سلطان العارفين رئيس ‍ الموحدين مولى الموالى على بى ابيطالب عليه الصلوه و السلام سئوال شد با اباالحسن (ما تفسير سبحان الله ) قال عليه السلام (هو تعظيم جلال الله عزوجل و تنزيهه عما قال فيه كل مشرك فاذا قالها العبد صلى عليه كل ملك : از ولى الله اعظم على عليه السلام از معنى و تفسير (سبحان الله ) سئوال گرديد ولى ذوالجلال فرمود (سبحان الله ) در مقام تعظيم و تنزيه ذات خداوند متعال استعمال مى شود و هرگاه عبد قائل به اين كلمه شود و سبحان الله بر زبان جارى سازد كل ملائك و همه فرشتگان بر آن عبد و بنده خدا صلوات فرستند:
و نيز در همان كتاب توحيد در همين باب 44 حديث ديگر از هشام جوالليقى نقل شده كه گفته است از حضرت امام صادق كاشف حقايق عليه السلام سئوال كردم از قول خداى عزوجل (سبحان الله ) چه قصد مى شود از آن حضرت فرمود (سبحان الله ) دلالت دارد بر تنزيه خدا كه خداى متعال منزه و مبرى است از هر عيب و نقص :
ناگفته نماند بنا بر قرائت مشهور در تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ترتيب گفتن آن اول گفتن (الله ) اكبر و بعد گفتن (الحمدلله ) و سپس ‍ ذكر (سبحان الله ) است .
نگارنده گويد شايد گفتن (سبحان الله ) در آخر اين اذكار اعتذار بنده است در نزد پروردگار و پيشگاه الوهى كه مبادا ذكر و تسبيح او نواقصى داشته باشد لفظا يا معنا لذا بگفتن (سبحان الله ) تنزيه مى كند حق را از گفتن آن نواقص و يا خطرات اوهامى كه در اثناى تكبير يا حمد عارض او مى شود چه تسبيح در واقع عبارتست از سلب جميع نواقص :

و امّا آیاتی که ظاهراً دلالت بر میانه روی در مواضع خاصّی دارند، مانند: «... لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً». نمازت را زياد بلند، يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو، راهى (معتدل) انتخاب كن.[۳۸] همان طور که مشاهده می شود آیه شریفه دلالت بر میانه روی در قرائت نماز دارد. و امّا آیه دیگر: «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً». هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرو مانى.[۳۹] بر خلاف تصوّر برخی مقدّسان تندرو و افراطی، قرآن کریم در انفاق کردن نیز دستور به میانه روی می دهد و می فرماید نه ترک انفاق کن و نه طوری انفاق کن که خودت نیازمند و محروم شوی. نمونه بارز این اشتباه برخی از مردم هستند که به قول معروف از نان شب زن و بچّه خود می زنند و ایشان را در محرومیّت های زیاد نگاه داشته و نفقه و حقّ شرعی ایشان را ادا نمی کنند تا موعد سال خمسیشان که فرا رسید، با شادمانی فراوان و احساس رضایت از انجام تکلیف الهی، خمس مال خود را پرداخت نمایند. غافل از این که خمس مال به مازادِ مخارج شرعی و عرفی سال تعلّق می گیرد، و هیچ گاه، نه در قرآن کریم و نه در روایات، نیامده است که فرد خانواده خود را از حقّ مشروعشان محروم سازد تا از حقّ ایشان یک پنجم آن را به عنوان خمس پرداخت کند.