کاربرای عزیز ، کلیک روی تبلیغات فراموش نشه - کلیک کنید

یافتن پست: #خاص

باتلاق هاي هيجان انگيز : اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانی
اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانان می تواند مانند هر اعتیاد دیگري خطرناک باشد همچنان که سایر معتادان برای فرار از مشکلات به انواع مواد مخدر روی می آورد گیمر ها(بازي كنندگان حرفه اي) نیز برای رفع ناسازگاری های اجتماعی و ارتباطي به فضای مجازی و انواع بازی ها روی آورده و در فضای مجازی غوطه ور می شوند.پسران بيشتر از دختران درگير اين بازي ها مي شوند.بازی های کامپیوتری توسط متخصصان کامپیوتر و روانشناسان اینترنت بسیار ماهرانه و هنرمندانه طراحی می شود به طوری که از سیستم پاداش صعودی (از مرحله ای به مرحله ی دیگر) با ایجاد حداکثر هیجان ،برای جذب مخاطب بهره می گیرند.
علت شناسي
1-اولين علت اعتياد به بازي، در جوانان و نوجوانان توانايي كنترل بر محيط و احساس خوب ناشي از آن است .
2- انجام كارهايي كه در دنياي واقعي امكان انجام آن وجود ندارد.خيلي از نوجوانان براي برون ريزي خشم به بازي هاي كامپيوتري پناه مي برند و اتفاقا در دنياي واقعي افرادي در خود فرورفته و بي آزار به نظر مي رسند ،اما بايد به اين نكته توجه داشت كه در صورت عدم كنترل وابستگي به اين بازي ها، كه محتواي آنها اغلب خشونت آميز است،ممكن است به مرور بر رفتارهاي بيروني فرد هم تاثير بگذارد.
3- هيجان طلبي و تخليه ي انرژي در سنين نوجواني و جواني در به وجود آمدن اين مشكل موثر است و همين ميزان بالاي انرژي نياز به مكان و يا فعاليت متناسب با آن را ايجاد مي كند و اين طور به نظر مي رسد كه بازي هايي همچون ماشين بازي و از اين دست بازي ها فضاي خوبي براي تخليه ي هيجانات آنها فراهم كرده است.
4-فرآيند تشويقي اي كه به ثبات رفتار منجر مي شود،در شكل گيري اين اعتياد بي تاثير نيست .به طوری که فرد به دليل تجربه ي سطح بالايي از هيجان و رسيدن به موفقيت اصطلاحا شرطي مي شوند .چنین هیجاناتی به آزاد شدن مواد محرکی چون آندروفین می انجامد که احتمالا خاصیت اصلی آن تمایل به تکرار پذیری این حس در افراد است و به همین علت ما این معضل را تنها در نوجوانان و جوانان شاهد نیستیم و بزرگسالان زیادی گرفتار این مساله هستند.
آسيب ها
1- بيشترين آسيب فيزيولوژيكي گزارش شده از افراد معتاد به بازي، كم شدن بينايي، آسب هاي گردني و نخاعي، سردرد هاي مزمن، چاقي و... است.
2- گیمرها بیشتر وقت و ارتباط خود [لینک]

از حال بد به حال خوب : آیا از خود انتظار واقع بینانه دارید؟
برای خیلی¬ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید.
برخی از ما معتقدیم آنقدر که باید و شاید موفق نیستیم و با این ذهنیت به خود لطمه میزنیم. آیا شما هم با این افکار مواجهید؟
«باید همیشه بتوانم به دوستان و اعضای خانواده کمک کنم تا مشکلات خود را حل کنند؟»
«باید همیشه بتوانم دیگران را راضی نگهدارم و در سطح انتظار آنها ظاهر شوم.»
«باید همیشه در کارها موفق شوم و از هدف خود باز نمانم.»
«باید همیشه احساساتم را کنترل کنم. نگران، دلواپس و ناراحت نشوم و احساسات غیرمنطقی نداشته باشم.»
«باید همیشه با دوستانم صمیمی باشم و از آنها فاصله نگیرم.»
«باید مورد تایید همه باشم، و طوری رفتار کنم که همه مرا دوست بدارند و مرتکب خطایی نشوم.»
ممکن است در پذیرفتن اشکالات، نواقص و محدودیتهای خود با دشواری روبرو باشید. ممکن است با هر بار موفق نشدن خود را سرزنش کنید و به خود بگویید: «نباید این اشتباه را می¬کردم»، «آدم بی عرضه¬ای هستم، چگونه ممکن است چنین اشتباهی بکنم.» با آنکه این شماتت¬ها تولید احساس کناه و افسردگی می¬کنند، ممکن است نتایج پنهانی هم داشته باشند. افرادی که کامل و صد در صد بی عیب و نقص باشند، تاکنون مشاهده نشده¬اند. اشتباهات پندهایی هستند برای ادامه راهمان. نکته مهم اینکه اگر خود را بخاطر اشتباهات مجازات کنید و اشتباه را غیر قابل قبول بدانید، معنایش این است که خود را از سایرین برتر می¬دانید.
برای خیلی¬ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید. در حالت عصبی و دستپاچگی ممکن است احساس کنید که اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است. ممکن است فکر کنید که مشاعرتان را از دست می¬دهید. در نتیجه احساس طبیعی اضطراب به حمله وحشت تمام عیار مبدل می¬شود.
برای برخی، پذیرفتن خشم خود دشوار است. برای بسیاری اشخاص خشمگین شدن و مشاجره با دیگران زشت و ناپسند است. ممکن است از بیم تایید نشدن از ناحیه دیگران و برای آنکه مبادا کسی [لینک]

ترس در کودکان ، انواع ترس و راهکارهای مقابله با آن
خیلی از ما عقیده داریم با قرار دادن کودک در رابطه با موضوع ترسناک برای کودک، باعث از بین رفتن ترس کودک میشویم اما در حقیقت این کار منجر به ازبین رفتن اعتماد کودک می شود.

یکی از اشتباهات در رابطه با ترس کودکان نفی ترس کودکان است.استفاده از جملاتی مانند اینکه ترس نداره ،بزرگ شدی، باز لوس شدی و ....به کودک این پیام را می دهد که هیچ کس او را درک نمی کند وهیچ کس را ندارد و این موضوع باعث می شود اضطراب کودکان نیز بیشتر شود.
کودکان با 3 ترس طبیعی به دنیا می آیند:
1- ترس از هر پدیده جدید و تازه
2-ترس از صدای بلند
3- ترس از خالی شدن ناگهانی زیر پا و سپس ترس از بلندی
انسان بین 2تا5سالگی ترس از حیوانات کوچک و تاریکی را تجربه می کند . 6تا9سالگی ترس از حوادث طبیعی مثل طوفان و رعد و برق و حتی در بعضی کودکان باران و برف.9تا12 سالگی ترس از بیماری و مرگ .
به طور کلی کودکان و نوجوانان در مسیر تکامل خود این ترسها را تجربه می کنند که شدت و ضعف آن در کودکان متفاوت است.کودکان تا 7سالگی بسیار تخیلاتی هستند و فرق بین تخیل و واقعیت را نمی دانند.بنابراین دیدن کارتون یا شنیدن داستان میتواند باعث ترس در کودکان شود.بازی های کامپیوتری یکی از دلایل اصلی ترس در کودکان است.همچنین در تعدادی از کودکان که ترس زیادی دارند زمینه ارثی وسواس و اضطراب دیده شده است .ترساندن و تهدید کردن کودک از فردخاصی، از لولو، خداوند ، پلیس و .....میتواند اثرات غیر قابل جبرانی به جا گذارد.
هنگام مواجه با کودکی که می ترسد اولین کار تایید ترس کودک است .زمانیکه به کودک می گوییم" میدانم که می ترسی" ، این جمله تایید احساس کودک است.
سپس باید اجازه دهید که کودک در مورد ترسش با شما صحبت کند.از او بپرسید که آیا دوست دارد بر ترسش غلبه کند و اینکه آیا شما می توانید به او کمک کنید؟
به کودک خود این اطمینان را بدهید که شما مراقب او هستید.با همدیگر در راقفل کنید.زیر تخت و داخل کمد را چک کنید.
چراغ اتاق خواب و در صورت لزوم راهرو را روشن بگذارید.
از زدن برچسب ترسو به کودک خود پرهیز کنید.
اگر فرزندتان از تنها خوابیدن می ترسد،مدتی را کنار تختش بمانید.بدون آنکه دستش را بگیرید اما هرگز کودک را به بهانه ترس به تخت خودتان نبرید و یا اینکه شما پیش او نخوابید
نویسنده: مژگان شوشتری [لینک]

نظامی - جهان چون مار افعی پیچ پیچ است ترا آن به کزو در دست هیچ است چو از دست تو ناید هیچ کاری به دست دیگران میگیر ماری چو دربندی بدان میباش خرسند که تو گنجی بود گنجینه دربند و گر در چاه یابی پایه خویش سعادت نامه یوسف بنه پیش چو زیر از قدر تو جای تو باشد علم دان هر که بالای تو باشد تو پنداری که تو کم قدر داری توئی تو کز دو عالم صدر داری دل عالم توئی در خود مبین خُرد بدین همت توان گوی از جهان برد چنان دان کایزد از خلقت گزید است جهان خاص از پی تو آفرید است بدین اندیشه چون دلشاد گردی ز بند تاج و تخت آزاد گردی و گر باشی به تخت و تاج محتاج زمین را تخت کن خورشید را تاج بدین تسکین ز خسرو سوز می‌برد بدین افسانه خوش خوش روز می‌برد شب آمد همچنان آن سرو آزاد سخن می‌گفت و شه را دل همی داد

نظامی » خمسه » مخزن الاسرار


چونکه نسخته سخن سرسری

هست بر گوهریان گوهری

نکته نگهدار ببین چون بود

نکته که سنجیده و موزون بود

قافیه سنجان که سخن برکشند

گنج دو عالم به سخن درکشند

خاصه کلیدی که در گنج راست

زیر زبان مرد سخن سنج راست

آنکه ترازوی سخن سخته کرد

بختورانرا به سخن بخته کرد

بلبل عرشند سخن پروران

باز چه مانند به آن دیگران

زاتش فکرت چو پریشان شوند

با ملک از جمله خویشان شوند

پرده رازی که سخن پروریست

سایه‌ای از پرده پیغمبریست

پیش و پسی بست صفت کبریا

پس شعرا آمد و پیش انبیا

این دو نظر محرم یکدوستند

این دو چه مغز آنهمه چون پوستند

هر رطبی کز سر این خوان بود

آن نه سخن پاره‌ای از جان بود

اختلال شخصیت خودشیفته
مراقب ازدواج با فرد خودشیفته باشید. در بسیاری مواقع فرد خودشیفته در برخوردهای اول، یا در دوران آشنایی بسیار جذاب و متشخص به نظر می­رسد و شما با همین ویترین اولیه زیبا خود را فریب خواهید داد.


شناخت علائم فرد خودشیفته یکی از پیش نیازهای تنظیم ارتباطات بین فردی است. خصوصا در مورد ازدواج، تشخیص خودشیفتگی بسیار کمک کننده خواهد بود. ممکن است در بسیاری مواقع فرد خودشیفته در برخوردهای اول، یا در دوران آشنایی بسیار جذاب و متشخص به نظر برسد ولی پس از ازدواج و نمایان شدن عمق رفتارهایش، بعنوان همسر رابطه سخت و غیرهمدلانه­ای را تجربه خواهید کرد. در ادامه مهمترین ویژگی­های فرد با اختلال شخصیت خودشیفته را مرور خواهیم کرد :



خود را استثنایی و منحصر بفرد میداند حتی روز تولد و نامش یا شهرش را بهترین میداند و منتظر هست دیگران نیز او را استثنایی بدانند.
فکر میکند همیشه حق با آنهاست حتی اگر درباره رنگ و طعمی نظر بدهد، دیگران باید بپذیرند، و خیلی وقت­ها از مورد سوال قرار گرفتن ناراحت می­شود.
همیشه از دیگران استفاده و سوءاستفاده می­کند و برای خودش این حق را قائل است که می­تواند دیگران را مورد استفاده قرار دهد.
اصولا توانایی همدردی همدلی یا درک دیگران را ندارد و خود را رها نمی­کند تا به احساس دیگران بپردازد ولی در عین حال نیز انتظار دارد دیگران او را بفهمند و تاییدش کنند.
معمولا به راحتی خشمگین می­شود و دست به تهدید یا تحقیر می­زند و زیاد حرف­های تند تخریب کننده می­زند.
نیاز شدید به توجه دارد و البته توجه برایش کافی نیست بلکه انتظار اطاعت و احترام دارد.
ظاهرا محکم بنظر می­آید ولی بسیار شکننده و حساس است و یک اتفاق یا اشتباه مانند اینکه کراواتش را اشتباه زده یا حرفش غلط بوده و دیگران به آن اذعان کنند، در هم می­ریزد و نسبت به طرف مقابل خشم پیدا می­کند.
تحمل نقد را ندارد و در مقابل آن واکنش­های تند نشان می­دهد. علاقه عجیبی به ستایش و پرستش شدن دارد. تملق و چاپلوسی را حتی اگر زشت باشد، دوست دارد و این را نشانه دانایی چاپلوس­ها می­داند که او را شناخته­اند.
پر از غرور و تکبر است و این حس جنس سرافرازی و افتخار ندارد. اگر سنش بالا باشد آن را مایه افتخار می­داند اگر جوان باشد جوانی را، اگر روستایی باشد روستا را، اگر شهری باشد شهر را و اگر قومیت خاصی داشته باشد، آن قومیت را [لینک]

ده توصیه برای صمیمیت بیشتر با همسر
با رعایت این ده اصول ارتباط تحقیرآمیز را از زندگی خود حذف کنید و از شدت رنجش ها وخشم به مقدار زیادی کم کنید و ارتباطتان را باهم صمیمی تر کنید:

از عبارات داوری کننده و انتقادآمیز اجتناب کنید.
این کلمات مثل: اهل همکاری نیستی، فقط به خودت فکر می کنی، بی عرضه ای، طبق معمول بی فکری کردی و ...

احساس ارزشمندی همسرش را خدشه دار می کند.

از برچسب زدن های تعمیم آمیز اجتناب کنید.
به هویت همسرتان حمله نکنید، اگر قرار است حمله و انتقاد کنید باید رفتار را مخاطب قرار دهید. کلماتی مثل: نادان، احمق، دیوانه ،خودخواه، تنبل، به درد نخور، بدجنس، بی شعور ...

به جای رفتار، همسر شما را مورد تهاجم قرار می دهد.

با گفتن این کلمات بد بدودن همسرتان را نه در این لحظه خاص بلکه برای همیشه اعلام می دارید.

استفاده از این مفاهیم حس اعتماد، نزدیکی و صمیمیت را نابود می کند.

از مخابره پیام های با فاعل (تو) خود داری کنید.
مثل: تو هیچوقت به موقع خونه نمیای

تو هرگز با من جایی نمیای

تو به کارت به مراتب بیشتر از من بها می دهی و ...

مفهوم این عبارات با فاعل (تو) این است که تو بودی که من رو ناراحت کردی.

به جای این که بگوییم: تو همیشه با دیر آمدنت شب ما را خراب می کنی.

بگوییم: وقتی دیر به منزل می آیی، من از این که شبمان خراب شده ناراحت می شوم.

به جای این که بگوییم: هروقت می خوام برم خرید تو حضور نداری.

بگوییم: وقتی به تنهایی خرید می روم خسته می شوم.

در عبارات با فاعل من، همسرتان را سرزنش نمی کنید.

به سابقه و گذشته ها کاری نداشته باشید.
در یک ارتباط تحقیرآمیز، پای مباحث گذشته به میان می آید، ارتباط مؤثر و صمیمی به موضوع موجود و در حال حاضر توجه دارد.

ارتباط تحقیر آمیز: شب عید هم رفتیم خونه ... همین کار رو کردی

پارسال هم ...

چند سال پیش هم همینجوری بودی ...

با مراجعه به گذشته پیام ( تو بدی، تو بدی) را به همسرمان می دهیم.

در واقع می گوییم: تو بدی و همیشه هم بد بودی و بهتر هم نمی شوی.

مقایسه منفی نکنید.
وقتی مقایسه منفی نمی کنید، به همسرتان احساس بدی نمی دهید.

هدف کمک به همسر شما است، هدف این نیست که او را بیازارید.

و هدف این است که مشکلی را از میان بردارید.

هدف بی اعتمادی و ضدیت با همسر نیست.

مقایسه منفی هرگز مشکلی را از میان بر نمی دارد.

تنها کار مقایسه [لینک]

با کودکی که مشق نمی نویسد چگونه برخورد کنیم؟
بسیاری از کودکان ، تکالیف خود را انجام نمی‌دهند. این امر، معمولاً یکی از عوامل ایجاد تنش در خانواده می‌باشد.


اگر کودک تکلیف خود را کامل نمی‌کند، والدین باید اول بررسی کنند ببینند آیا تکلیف مزبور برای آن کودک خیلی مشکل و یا خیلی زیاد است. اگر این طور بود، باید با آموزگار وی در این­باره صحبت کرد.

اگر سطح و میزان تکلیف شب مناسب است ولی باز هم کودک در انجام آن مشکل دارد، شابد بهتر این باشد که چگونگی انجام تکلیف مورد نظر بررسی شود.

والدین، نباید برای انجام تکالیف فرزندشان وسواس به خرج دهند؛ ولی باید به او کمک کنند تا ترتیب به کارگیری روش مؤثری را برای انجام دادن کارهای خود فرا گیرد.

والدین باید کودک را به هنگام انجام تکلیف شب تحت نظر بگیرند، تا ببینند وی چه موقعی و در کجا تکالیف خود را انجام می‌دهد؛ و چگونه وقت خود را برای انجام دادن آن تنظیم می‌کند. معمولاً بهترین کار این است که زمان مشخصی به انجام تکلیف شب اختصاص یابد؛ زیرا این امر به بعضی از کودکان (مانند کودکانی که مشکل دقت دارند) فرصت می‌دهد تا با بازی­های پر تحرک انرژی اضافی خود را بسوزانند. برای سایر کودکان، بهتر است بازی را به عنوان جایزه‌ای برای بعد از انجام تکلیف شب در نظر گرفت. هر مدت زمانی که انتخاب شده، باید پاداش خاصی برای کامل شدن تکلیف در آن مدت تعیین نمود.

کودک، به محیطی که حتی‌الامکان آرام باشد نیاز دارد. عملکرد بعضی از کودکان، درکنار پدر یا مادر بهتر است؛ حتی اگر نیازی به کمک فعالانه آنها نداشته باشند. حضور پدر یا مادر، اثر آرامش بخشی روی این کودکان دارد. ت

کلیف شب، نباید برای مدت بسیار طولانی ادامه پیدا کند. اگر وظایف محوله خیلی زیاد است، یا کودک در انجام کارها کند است، شاید لازم باشد که زمان انجام تکالیف به دو جلسه تقسیم گردد.

مهم این است که به کودک آموخته شود، تا وقت خود را طوری تنظیم کند که کار محوله در مدت زمان در نظر گرفته شده قابل اجرا باشد. کودک باید بداند، چگونه کار را بر حسب تقدم آن­ها مرتب کند و چگونه به طور نظام‌مند کار کند. باید به وی یاد داد که نباید از والدین خود انتظار داشته باشد تا کارهایش را برایش انجام دهند، بلکه باید آن­ها را به عنوان منبعی که به هنگام نیاز می‌توان از رهنمودشان استفاده کرد تلقی نماید.

همچنین بعضی از کودکان عادت ب [لینک]

با کودکی که لکنت زبان دارد چگونه برخورد کنم؟
لکنت زبان نوعی اختلال گفتار است که مشکلاتی را در برقراری ارتباط با سرعت مناسب و به طور پیوسته و روان ایجاد می نماید. در واقع لکنت عبارت است از تکرار، کشش و یا قفل شدن غیر ارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد. در اینجامعمولا همراه با تلاش برای بیان درست کلمات، تغییراتی نیز در سر گردن به شکل پلک زدن، شکلک در آوردن، لرزش فک، لبها و یا کج کردن سر دیده می شود.شروع لکنت به طور شایع در سنین ۷ – ۲ سالگی می باشد.


-کودک را همان گونه که هست بپذیرید و این پذیرش را از طریق رفتار های خود به کودک تفهیم کنید .
- تجارب منفی گفتاری کودک را مرتبا متذکر نشوید تا این تجارب چون کوهی بزرگ ذهن کودک را مشغول ننماید.
-با ارایه توصیه هایی نظیر : قبل از حرف زدن فکر کن ، آهسته تر صحبت کن ، سعی بر اصلاح و کاهش لکنت کودک نداشته باشید.

-اضطراب و نگرانی های خود را کنترل نمایید و اجازه ندهید بچه ها بدانند شما نگران و مضطرب گفتار آنها هستید بلکه در برخورد با گفتار ناروان کودک ، کاملا طبیعی و مانند مواقعی که کودک گفتار روان دارد برخورد کنید ، چرا که تغییر چهره شما ، پدیدار شدن اضطراب و نگرانی در رفتار و ظاهر شما ، کودک را حساس و مشکلش را دو چندان می کند.

- از طرح مشکل کودک و به کار بردن کلمه " لکنت " در موقعیتهای مختلف ، جمع فامیل و آشنایان و گفتگوهای خانوادگی جدا خودداری کنید  چراکه مطرح شدن دائمی موضوع ، حساسیت کودک را افزایش میدهد.

-هیچ گاه گفتار کودک را قطع نکنید و سعی نکنید با عنوان کمک کردن به کودک، به جای او صحبت کنید ، بلکه اجازه بدهید کودک به هر نحوی که میتواند صحبت کند . تنها در صورتی که مشکل در یک کلمه خیلی طولانی شد با او همراهی کنید تا راحت تر کلمه را بیان کند .
- چنانچه کودک در بعضی موقعیتها بویژه در جمع غریبه ها نسبت به صحبت کردن مقاومت میکند ، بر بیان گفتار در این مواقع اصرار نورزید ، بلکه بلافاصله و بدون حساسیت خاصی سراغ توانائی که کودک تمایل به هنرنمائی ان دارد بروید، تا کودک هم احساس راحتی داشته باشد و هم بداند شما نسبت به گفتار او حساس نیستید

- بعد ا زشنیدن گفتار ناروان کودک ، سعی کنید مطالبی که برای شما گفته به او انعکاس دهید و مجددا مفهوم مطالبش را برای او بازگو کنید تا احساس کند تمام توجه شما به مطالب گفته شده ب [لینک]

شریک جنسی کمالگرا و اختلال در عملکرد جنسی
مطالعه ای جدید در انگلستان نشان می دهد که زنانی که حس می کنند شریک جنسی اشان در حال القا یا اعمال استاندارد های کمالگرایانه بر آنها است ممکن است از اختلال در روابط جنسی رنج ببرند. روانشناسان دانشگاه کنت معتقدند که مطالعه ی آنها نخستین تحقیقی است که به بررسی موضوع می پردازد که چگونه انواع متفاوت کمالگرایی روابط جنسی، بر زنان تاثیر می گذارد.

یافته های این تحقیق که در مجله ی آرشیو رفتارهای جنسی منتشر شده است نشان می دهد که شریک جنسی ای که کمالگرایی را در این نوع روابط تجویز می کند، در طرف دیگر رابطه، یعنی شریک جنسی اش، خود انگاره ی منفی ای را القا می کند.

تعریف کمالگرایی چنین است:

تلاش برای بی نقص بودن و برنامه ریزی برای رسیدن به شکل افراطی استاندارد ها در اعمال که با تمایلات خود-انتقادی افراطی و نگرانی درباری ارزیابی دیگران همراه است.

این محققین می گویند که تلاش برای رسیدن با کمال ویژگی شخصیتی رایجی است که می تواند بر همه ی جنبه های زندگی تاثیر گذار باشد. با این وجود، پیامد های طولانی تر این موضوع که چگونه کمالگرایی بر جنبه ی مسایل جنسی افراد تاثیر می گذارد، قبلا مورد توجه قرار نگرفته بود.

دکتر استابر از گروه روانشناسی دانشگاه کنت پاسخ های ۳۶۶ نفر از آن زنانی که در دو تحقیق از دسامبر ۲۰۱۳ تا فوریه ۲۰۱۴ شرکت کرده بودند، بررسی کرد. این زنان که را ۲۳۰ دانشجو و ۱۳۶ کاربر اینترنت بودند، در فاصله ی سنی ۷/۱۹ تا ۳۰ سال بودند. از شرکت کنندگان این تحقیقات خواسته شد تا در یک تحقیق اینترنتی که به بررسی این موضوع می پرداخت که آیا انتظارات و اعتقادات فردی و بین فردی بر نقش های جنسی و جنسیتی تاثیر دارد یا خیر، شرکت کنند.

محققین کمالگرایی جنسی را به چهار دسته تقسیم میکنند:

کمالگرایی جنسی خود-محورانه

کمالگرایی جنسی شریک-محورانه

کمالگرایی جنسی تجویزشده توسط شریک جنسی

کمالگرایی جنسی تجویز شده توسط اجتماع

آنها دریافتند که کمالگرایی جنسی تجویزشده توسط شریک جنسی در خودپنداره جنسی منفی در زنان و اختلال جنسی آنها نقش اساسی دارد. به طور خاص، کمالگرایی جنسی تجویزشده توسط شریک، کاهش در نقش زنان در مورد تحریک جنسی را پیش بینی می کند. محققین همچنین دریافتند که کمالگرایی جنسی تجویزشده توسط شریک سطح اعتماد به نفس جنسی را کاهش و اضطراب جنسی را افز [لینک]