یافتن پست: #خاص

هر نژادی، هر هنری، ریاکاری خاصِ خود را دارد.
خوراک این جهان اندکی حقیقت و بسیاری دروغ است ...

چرا دندان مي پوسد؟


نويسنده: دكتر رضا يزداني *

پوسيدگي دندان، حاصل فعاليت باکتري ها روي مواد قندي است که در نتيجه توليد اسيد مي کند. اسيد باعث تخريب بافت آلي و معدني دندان مي شود.
شروع پوسيدگي به صورت يک لکه سفيد رنگ است و اگر توجه نشود، پيشرفت مي کند و در محل حفره تشکيل مي شود. اگر باز هم توجه نشود، پوسيدگي از ميناي دندان به عاج مي رسد. عاج، لايه زيرين ميناست. وقتي پوسيدگي به عاج مي رسد، کمي درد دارد، اما باز اگر توجه نشود، پوسيدگي از عاج به اعصاب و عروق دندان مي رسد. اينجاست که بيمار از شدت درد بي خواب مي شود و بايد درمان ريشه انجام شود. اگر اينجا هم درمان نشود، ممکن است به آبسه تبديل شود که مي تواند به بستري شدن در بيمارستان منجر شود، زيرا عفونت مي تواند از اعصاب به استخوان ها سرايت کند و از آنجا به مغز مي رسد. گاه لازم است يک جراحي کوچک انجام و چرک تخليه شود. با مسواک زدن به مدت دو دقيقه با خميردندان حاوي فلورايد مي توان پوسيدگي را کنترل و پيشگيري کرد.

چرا کسي که بهداشت را رعايت مي کند، باز هم تغيير رنگ دندان در او مشاهده مي شود؟
بايد بيمار ويزيت شود. شايد تغييررنگ دندان مربوط به مصرف چاي و قهوه زياد يا مصرف زياد مواد رنگي باشد. اين که تغيير رنگ دندان مربوط به پوسيدگي است يا مواد خوراکي، بايد دندانپزشک مشخص کند.

درباره کسي که مرتب مبتلا به افت دهان مي شود، چه توصيه اي داريد؟
بايد اين فرد نزد دندانپزشک برود. افت علت مشخص ندارد. سلامت دهان با سلامت عمومي و سلامت عمومي با سلامت دهان مرتبط است. اين افراد بهتراست از نظر سلامت عمومي بررسي شوند. اگر مشکل خاص يا کمبود خاص ندارد، شايد استرس، حساسيت غذايي، حساسيت دارويي، فشار روحي، خستگي و تغذيه نامناسب، باعث بروز آفت شده است. گاه نيز کم خوني فقر آهن باعث بروز آفت مي شود.

آيا خمير دندان بدون فلورايد در کشور ما وجود دارد؟
در کشور ما اکثر خميردندان ها فلورايد دارند. مخصوصا خميردندان هاي ويژه بزرگسالان. بعضي همکاران براي کودکان زير سه سال خميردندان بدون فلورايد را مناسب مي دانند و برخي خير. فلورايد يک عنصر طبيعي است که در پيشگيري از پوسيدگي دندان نقش دارد و در سبزيجات، ميوه، آب اشاميدني و چاي به طورطبيعي وجود دارد.
فلورايد به صورت قرص، قطره و ژل ساخته شده است و آن را به آب، نم

يک ثبت اتفاقي

روايت چگونگي کشف و شناسايي اين گونه در نوع خود جالب است: اي دابليو کايزر، جانورشناس دانمارکي بود که از طرف موزه و دانشگاه کپنهاگ هشتم ارديبهشت 1316 به ايران آمد و وارد منطقه شهبازان شد. هدف اين محقق احتمالامطالعه روي مهره داراني مثل ماهي ها بوده و به همين علت نيز از مناطق متعددي از جمله شهبازان بازديد کرده است. ثبت اين دوزيست خاص توسط وي به احتمال زياد کاملااتفاقي بوده است. کايزر نمونه خود را با نام سمندر کوهستاني آذربايجان به موزه کپنهاگ منتقل کرد. اين نمونه مدت ها در موزه باقي ماند تا اين که سال 1331، کارل پترسون اشميت از طرف موزه ميشيگان به دانمارک رفت و در حين مطالعات خود به نمونه هاي مشکوکي از جمله اين مورد خاص برخورد کرد. حاصل مطالعات اشميت، ثبت سه گونه جديد از جمله وزغ لرستاني، يک نمونه مارمولک تحت عنوان گِکوي روزگرد و در نهايت همين گونه سمندر بود که به افتخار کاشف آن به ثبت رسيد.


خوشگله عایا؟؟؟

سلام
خوبید؟

خب حالااااااا
اینایی که خطاب زدم بگید ببینم دیشب اینجا آنلاین بودین ولی هیچ اثری ازتون تو عمومی نبود.......
تو پیوی ها چخبر بود؟
تو عمومی که گنجکشم پر نمیزد

علت تصادم 2 كشتي


نشريه وال استريت ژورنال درباره علت حادثه نوشت: مخابره سيگنال موقعيت مکاني نفتکش سانچي و کشتي باري قبل از برخورد، متوقف شده بود. اين نشريه با اشاره به اينکه مشخص نيست آيا تجهيزات سيستم شناسايي خودکار در دو کشتي روشن بوده يا به درستي کار مي کرده است، افزود: ساعاتي قبل از سانحه، نفتکش ايراني و کشتي باري چيني، مخابره پيام در مورد موقعيت شان به سيستم هاي رديابي دريايي را متوقف کرده بودند.
به گفته يکي از مسوولان بررسي کننده دليل برخورد اين دو کشتي، کارشناسان هنوز نمي دانند آيا سيستم رديابي کشتي ها خاموش شده يا از کار افتاده است؟ اپراتورهاي هر دو نفتکش مي گويند نمي توانند در مورد روشن بودن يا فعاليت درست سيستم شناسايي خودکار دو کشتي اظهارنظر کنند. اين سيستم توام با رادار نصب شده روي عرشه براي ناوبري و جلوگيري از برخورد با کشتي هاي ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد. سازمان بين المللي دريانوردي بر مجهز کردن کشتي هاي اقيانوس پيما به اين سيستم تاکيد کرده است اما به گفته ناخداهاي کشتي و شرکت هاي بيمه کننده و ردياب، عملکرد اين سامانه در راه هاي شلوغ دريايي مانند درياي چين شرقي هميشه قابل اطمينان نيست. به گفته مدير پروژه تامين کننده اطلاعات رديابي کشتي ها، منطقه تصادم دو کشتي يکي از معدود مناطق در جهان است که مخابره اطلاعاتي سيستم رديابي کشتي ها با دشواري خاصي صورت مي گيرد. اين راه دريايي فراتر از برد گيرنده هاي سيستم شناسايي خودکار مستقر در ساحل است و دستگاه هاي رديابي بايد به امواج ماهواره اي تکيه کنند.

این حرفو قبول دارید؟؟؟؟

وقتی بچه بودم روی پله های راهروی خونه ی قدیمی مون می نشسم و به این فکر می کردم که در آینده، زندگیم چه شکلی میشه!
اون موقع فکر می کردم وقتی بزرگ شم یه کارآگاه خصوصی میشم.
یادمه همیشه یه شب بارونی پاییز رو تصور می کردم که من پالتوی چرمی تنمه و با چتر مشکی که همراهمه توی خیابونی که به خونه کوچکم منتهی میشه دارم،قدم می زنم، اون خیایون پر از نورهای آبی بود و سنگ فرش های زیبایی هم داشت.
من همیشه خیال می کردم وقتی به درب خونه ام برسم، پیر زن همسایه که البته زن خوبی هم هست، واسم یه شیشه مربای شاهتوت تازه می آره و من بعد از کلی تشکر وارد خونه میشم.
در حالیکه حسابی خسته ام و می خوام بخوابم،زنگ خونه به صدا در می آد و وقتی در رو باز می کنم پسر بچه همسایه رو می بینم که از من می خواد توی تکالیفش کمکش کنم، راستش اون موقع فکر می کردم وقتی بزرگ شم صدام مثل دوبلر سریال 'کمیسر ناوارو'، گرم و گیرا میشه و با لبخند به اون پسر بچه میگم، البته جانم.
اون هم داخل خونه می آد و از من می پرسه که غازهای وحشی در زمستون به کجا مهاجرت می کنن؟
من هم که حتما اطلاعات عمومی بالایی دارم جواب میدم، اون ها توی زمستون از جنوب به شمال میرن و سپس واسش مربای شاهتوت تازه می آرم.
چند دقیقه بعد مادر اون پسر بچه دنبالش می آد، که البته زن زیبا و جوانی هم هست و شباهت زیادی هم به بازیگر دختر سریال 'کمیسر ناوارو' داره.
اون زن از همسرش جدا شده و معمولا هر هفته واسه تعمیر آبگرمکن خونشون از من کمک میگیره.
بعد از راهی کردن اون ها تصمیم می گیرم به تخت خوابم تو بهترین جای دنیا برم اما ناگهان تلفن زنگ می خوره و همکارم بهم میگه باید برم سر صحنه قتل، وقتی اونجا میرسم متوجه رابطه بین قاتل و مقتول میشم و به پلیس ها میگم که اون حتما یه روز برمیگرده و پلیس ها هم چند وقتی اون جا رو تحت نظر می گیرن و آخر سر می بینن که قاتل بر می گرده و من خاص ترین کارآگاه دنیا میشم!
اما وقتی بزرگ شدم فهمیدم خیلی از اون فکرها اشتباه بوده!
وقتی بزرگ شدم فهمیدم مربای شاهتوت تازه رو پاییز درست نمی کنن، فهمیدم غازهای وحشی در زمستون از شمال به جنوب مهاجرت می کنن، فهمیدم هیچ مردی از یه زن مجرد که آبگرمکنش خراب شده نمی گذره!
فهمیدم بهترین جای دنیا،پله های راهروی خونه قدیمی مونه.
وقتی بزرگ شدم فهمیدم خیلی از رفته ها دیگه بر نمی گردن!
~

قهوه سرد آقای نویسند

آی ام یک آبان ماهی