سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول میگیرد...(احمد شاملو)

یافتن پست: #جانا



بنده نوازیت که بگو

ً#جانا


تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم

فال

فروردین

بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست

گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم

داشتن استعداد و توانایی‌های خوب گرچه مهم است اما برای رسیدن به هدف باید پایداری و ممارست هم به خرج داد.

اردیبهشت

دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم

گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم

قبل از هر تصمیمی و قطع رابطه‌ای باید تمام جوانب را بررسی کرد. نمی‌توان یک طرفه به قاضی رفت و حکم صادر کرد.

خرداد

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

تاسف خوردن به روزگار گذشته و رفقا و عزیزانی که از دست داده‌اید،‌ دردی از شما دوا نمی‌کند. دست از مرور گذشته بردارید و راه نویی را در پیش بگیرید.

تیر

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

ساده بینی و سهل‌انگاری در زندگی مسائل را پیچیده‌تر می‌کند. دیدگاهت را نسبت به اطرافت عمیق تر کن و بر آسایش امروزی تکیه مکن که گذراست.

نـہ تخت جم ،
نـہ ملڪ سلیمانم آرزوست
راهے بـہ خلوت دل جانانم آرزوست ...

یادت می آید جانان من؟!
برای پاییز نقشه ها کشیده بودیم!
آغوش یکدیگر را آرزو کرده بودیم!
جانان!
پاییز تمام شدا !!
حواست هست؟!
من هم در نبودت تمام شدم !

آذر

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

آنچه منتظرش بوده‌ای از راه رسیده است، وقت را از دست نده که دوباره رو کردن موقعیت ممکن است سال‌ها طول بکشد.

دی

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

موقعیت شناسی یکی از رمزهای مهم موفقیت است، اگر می‌خواهید در زندگی به آرزوهای خود برسید قدر فرصت‌ها را بدانید.

بهمن

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

ساده‌بینی و سهل‌انگاری در زندگی مسائل را پیچیده‌تر می‌کند. دیدگاهت را نسبت به اطرافت عمیق‌تر کن.

اسفند

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

دل شوریده ما را به بو در کار می‌آورد

انتظار سخت و دشوار است، آن که رفته شاید دیگر برنگردد، اما شما نباید امید خود را از دست دهید.

عشق را تفسیر کردن کار هر استاد نیست
تیشه ایی بر بیستون چون تیشه فرهاد نیست

سینه لرزان , دل سوزان و چشم خونچکان
غیر از این باشد , کلامی جز , صدای باد نیست

سر بجای پای باید در ره جانان رود
ورنه هر عشق مجازی پایه و بنیاد نیست

عشق را آرام بنشان در سکوت سینه ام
در حریم کوی مستان جای هر فریاد نیست

گرچه مجنونم به هر لیلا در این دشت جنون
عشق تو با هیچ عشقی در دلم همزاد نیست

جام پاکان پر کنی از آن شراب عاشقی
ساقیا میخانهء تو , جای هر شیاد نیست

بلبل دل را تو خود بر دام شیدایی کشان
ورنه از بند هوس , هر بیدلی آزاد نیست

دام عشقی بر , ره ام افکنده چشم مست تو
هیچ دامی بهتر از این دام و آن صیاد نیست

دلتنگ توام جانا هر دم که روم جایی ..... با خود به سفر بردم یاد تو و تنهایی
رفتم که سفر شاید درمان دلم گردد ..... رفتن نبود چاره وقتی که تو اینجایی
از کوی تو رفتم من تا دل بشود آرام ...... بیهوده سفر کردم وقتی که تو ماوائی

با یک غزل ساده از عشق تو می گویم .... آخر چه شود حاصل جز غصه و رسوایی
در حسرت دیدارت بی خوابم و بیدارم ...... یاد دل من هستی؟ ای مظهر زیبایی
تلخ است همه عمرم از شدت دلتنگی .... یا سوی تو باز آیم , یا اینکه تو می آئی

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهد
مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد
گاه با یاد تو زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه تو را می خواهد
می نشیند سر راه تو , که بر می گردی
عمری این جور , غریبانه تو را می خواهد

....................

پای پیمان تو از جان و دلش می گذرد
عشق می ورزد و جانانه تو را می خواهد
یاد تو همدم تنهایی شب هایش هست .... یعنی عاشق شده , رندانه تو را می خواهد

روی ناچاری اگر جرعه ای از باده خورد ..... غرض این است که مستانه تو را می خواهد

چشم بر پنجره نازک دل می دوزد ...... تا بیایی , دل ویرانه تو را می خواهد