کاربرای عزیز ، کلیک روی تبلیغات فراموش نشه - کلیک کنید

یافتن پست: #جانا

مرا عهدیست با جانان ...

"کاهش گونه های پرندگان پایتخت از نودوپنج گونه به شصت وپنج گونه


این خبر رو چندوقت پیش خوندم.تیتر خبر ناراحت کنندست اما صحبت های آقای کهرم که در متن خبر اومده بود خوشحال کننده بود.

اینکه درپس تمام ناتوانی ها ایده ها و افکار مثبتی هم وجود داره مطمئنا جای امیدواریه.مثلا من انتظار نداشتم از مشاور کمیته ی محیط زیست شورای شهرتهران بشنوم که:

"پرنده‌ها نبايد از شهرها فراري شوند بلكه بايد احساس كنند كه شهرها محل آرامش‌شان است."

مشکلات محیط زیست کشورمون به قدری زیاد و سرسام آوره که واقعا نمیشه یک راه حل برای جلوگیری از نابودی های هرروزه پیدا کرد.باید تمام راه حل ها با نهایت جدیت و با کمک تمام افراد پیگیری بشه تا جلوی ویرانی ها گرفته بشه.ولی خبری از اقدامات حتی خیلی کمرنگ تر از این ها هم نیست.خواب ما چنان سنگین شده که شاید بیداری فردای ما هیچ فایده ای نداشته باشه.

گنه کردم گناهی پر ز لذت
درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فروخواندم به گوشش قصه عشق
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بروی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

راحت جان طلبم و از پی جانان بروم

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم

چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت

به هواداری آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت

با دل زخم کش و دیده گریان بروم

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی

تا در میکده شادان و غزل خوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان

تا لب چشمه خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گران باران نیست

پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون

همره کوکبه آصف دوران بروم

عطار » دیوان اشعار » غزلیات


ره عشاق راهی بی‌کنار است

ازین ره دور اگر جانت به کار است

وگر سیری ز جان در باز جان را

که یک جان را عوض آنجا هزار است

تو هر وقتی که جانی برفشانی

هزاران جان نو بر تو نثار است

وگر در یک قدم صد جان دهندت

نثارش کن که جان‌ها بی‌شمار است

چه خواهی کرد خود را نیم‌جانی

چو دایم زندگی تو بیاراست

کسی کز جان بود زنده درین راه

ز جرم خود همیشه شرمسار است

درآمد دوش در دل عشق جانان

خطابم کرد کامشب روز بار است

کنون بی‌خود بیا تا بار یابی

که شاخ وصل بی باران به بار است

چو شد فانی دلت در راه معشوق

قرار عشق جانان بی‌قرار است

تو را اول قدم در وادی عشق

به زارش کشتن است آنگاه دار است

وزان پس سوختن تا هم بوینی

که نور عاشقان در مغز نار است

چو خاکستر شوی و ذره گردی

به رقص آیی که خورشید آشکار است

عطار » دیوان اشعار » غزلیات


ره عشاق راهی بی‌کنار است

ازین ره دور اگر جانت به کار است

وگر سیری ز جان در باز جان را

که یک جان را عوض آنجا هزار است

تو هر وقتی که جانی برفشانی

هزاران جان نو بر تو نثار است

وگر در یک قدم صد جان دهندت

نثارش کن که جان‌ها بی‌شمار است

چه خواهی کرد خود را نیم‌جانی

چو دایم زندگی تو بیاراست

کسی کز جان بود زنده درین راه

ز جرم خود همیشه شرمسار است

درآمد دوش در دل عشق جانان

خطابم کرد کامشب روز بار است

کنون بی‌خود بیا تا بار یابی

که شاخ وصل بی باران به بار است

چو شد فانی دلت در راه معشوق

قرار عشق جانان بی‌قرار است

تو را اول قدم در وادی عشق

به زارش کشتن است آنگاه دار است

وزان پس سوختن تا هم بوینی

که نور عاشقان در مغز نار است

چو خاکستر شوی و ذره گردی

به رقص آیی که خورشید آشکار است

باتلاق هاي هيجان انگيز : اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانی
اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانان می تواند مانند هر اعتیاد دیگري خطرناک باشد همچنان که سایر معتادان برای فرار از مشکلات به انواع مواد مخدر روی می آورد گیمر ها(بازي كنندگان حرفه اي) نیز برای رفع ناسازگاری های اجتماعی و ارتباطي به فضای مجازی و انواع بازی ها روی آورده و در فضای مجازی غوطه ور می شوند.پسران بيشتر از دختران درگير اين بازي ها مي شوند.بازی های کامپیوتری توسط متخصصان کامپیوتر و روانشناسان اینترنت بسیار ماهرانه و هنرمندانه طراحی می شود به طوری که از سیستم پاداش صعودی (از مرحله ای به مرحله ی دیگر) با ایجاد حداکثر هیجان ،برای جذب مخاطب بهره می گیرند.
علت شناسي
1-اولين علت اعتياد به بازي، در جوانان و نوجوانان توانايي كنترل بر محيط و احساس خوب ناشي از آن است .
2- انجام كارهايي كه در دنياي واقعي امكان انجام آن وجود ندارد.خيلي از نوجوانان براي برون ريزي خشم به بازي هاي كامپيوتري پناه مي برند و اتفاقا در دنياي واقعي افرادي در خود فرورفته و بي آزار به نظر مي رسند ،اما بايد به اين نكته توجه داشت كه در صورت عدم كنترل وابستگي به اين بازي ها، كه محتواي آنها اغلب خشونت آميز است،ممكن است به مرور بر رفتارهاي بيروني فرد هم تاثير بگذارد.
3- هيجان طلبي و تخليه ي انرژي در سنين نوجواني و جواني در به وجود آمدن اين مشكل موثر است و همين ميزان بالاي انرژي نياز به مكان و يا فعاليت متناسب با آن را ايجاد مي كند و اين طور به نظر مي رسد كه بازي هايي همچون ماشين بازي و از اين دست بازي ها فضاي خوبي براي تخليه ي هيجانات آنها فراهم كرده است.
4-فرآيند تشويقي اي كه به ثبات رفتار منجر مي شود،در شكل گيري اين اعتياد بي تاثير نيست .به طوری که فرد به دليل تجربه ي سطح بالايي از هيجان و رسيدن به موفقيت اصطلاحا شرطي مي شوند .چنین هیجاناتی به آزاد شدن مواد محرکی چون آندروفین می انجامد که احتمالا خاصیت اصلی آن تمایل به تکرار پذیری این حس در افراد است و به همین علت ما این معضل را تنها در نوجوانان و جوانان شاهد نیستیم و بزرگسالان زیادی گرفتار این مساله هستند.
آسيب ها
1- بيشترين آسيب فيزيولوژيكي گزارش شده از افراد معتاد به بازي، كم شدن بينايي، آسب هاي گردني و نخاعي، سردرد هاي مزمن، چاقي و... است.
2- گیمرها بیشتر وقت و ارتباط خود [لینک]

چگونگی پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را کاهش دهیم؟
پرخاشگری همانند سایر شکل های پیچیده ی رفتار اجتماعی تا حد زیادی از طریق تجربه ی مستقیم با مشاهده ی رفتار دیگران آموخته می شود .نمونه ی یادگیری در کودکی دیده می شود که برای به دست آوردن چیزی پا برزمین می کوبد و داد و فریاد می کند تا چیزی که می خواهد به دست آورد . اگر این کودک چندین بار با استفاده از این روش به مقصود خود برسد یعنی از پرخاشگری پاداش می بیند . اگر یک بزرگسال نیز چندین بار بر اثر خشونت و تهدید و خواستن حق السکوت و نظایر آن با پرخاشگری مقصود خود را حاصل نماید این صفت در او تقویت خواهد شد .

راهکارهای مداخله ای در کاهش پرخاشگری
- والدین در تربیت کودکان تضاد نداشته باشند .
-از تنبیه بدنی خودداری شود(از اعمالی مانند محروم کردن کودکان از فعالیت های اجتماعی برای مدتی کوتاه استفاده شود)
-محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنیم و آن ها را به اطلاع کودک برسانیم.
-رفتاری را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است تقویت نماییم و سعی کنیم رفتارهای مثبت را ازطریق تقویت به کودک بیاموزیم رفتارهایی نظیر همکاری، خویشتن داری، مهربانی و....را می توانیم با روش الگوسازی به کودکان بیاموزیم.
-مدل های پرخاشگرانه را باید به حداقل برسانیم زیرا کودکانی که مدل های پرخاشگرانه را به طور مرتب مشاهده می کنند پرخاشگر می شوند . برای جلوگیری از این مشکل می توان از راهکارهای زیر استفاده نمود:
الف- ساعتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند محدود کنیم.
ب-فیلم ها و تصاویر و روزنامه های کودک را به دقت انتخاب کنیم.
ج-الگوهایی را در اختیار کودک بگذاریم که غیر پرخاشگرانه است.
د-همراه با کودک برنامه های تلویزیونی را ببینیم و صحنه های پرخاشگرانه آن را تفسیر کنیم.
-همدلی را افزایش دهیم .آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید افزایش دهیم تا از پرخاشگری او کاسته شود.
-کودکان را از هیجانات عاطفی شان نجات دهیم.مثلاً رفتارهای آرام آن ها را ازفعالیتهای فیزیکی مکرر آنها ممتاز سازیم .حرکات جسمانی خلاق آنها را مورد تشویق قرار دهیم(مانند دویدن، توپ بازی، دوچرخه سواری، نویسندگی،موسیقی و هنر) گفتگو می تواند کمک کننده باشد.
-مباحث گروهی یا خانوادگی را که تاکید بر همکاری با دیگران داد بکار گیریم.
-همکاری،مسئو [لینک]

سیمین بهبهانی

گر بوسه می خواهی بیا، یک نه دو صد بستان برو
این جا تن بی جان بیا، زین جا سراپا جان برو
صد بوسه ی تر بَخْشَمَت، از بوسه بهتر بَخْشَمَت
اما ز چشم دشمنان، پنهان بیا، پنهان برو
هرگز مپرس از راز من، زین ره مشو دمساز من
گر مهربان خواهی مرا، حیران بیا حیران برو
در پای عشقم جان بده، جان چیست، بیش از آن بده
گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو
امشب چو شمع روشنم، سر می کشد جان از تنم
جان ِ برون از تن منم، خامُش بیا سوزان برو
امشب سراپا مستیم، جام شراب هستیم
سرکش مرا وَزْکوی من افتان برو؟ خیزان برو
بنگر که نور حق شدم، زیبایی ی مطلق شدم
در چهره ی سیمین نگر، با جلوه ی جانان برو

عطار » دیوان اشعار » غزلیات


پی آن گیر کاین ره پیش بردست

که راه عشق پی بردن نه خردست

عدو جان خویش و خصم تن گشت

در اول گام هرک این ره سپردست

کسی داند فراز و شیب این راه

که سرگردانی این راه بردست

گهی از چشم خود خون می‌فشاندست

گهی از روی خود خون می‌ستردست

گرش هر روز صد جان می‌رسیدست

صد و یک جان به جانان می‌سپردست

دلش را صد حیات زنده بودست

اگر آن نفس یک ساعت بمردست

ز سندانی که بر سر می‌زنندش

قدم در عشق محکم‌تر فشردست

کسی چون ذره گردد این هوا را

که دم اندر هوای خود شمردست

مولوی » دیوان شمس » غزلیات


ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا

ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا

از هجر روزم قیر شد دل چون کمان بد تیر شد

یعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیا

ای موسی عمران که در سینه چه سیناهاستت

گاوی خدایی می‌کند از سینه سینا بیا

رخ زعفران رنگ آمدم خم داده چون چنگ آمدم

در گور تن تنگ آمدم ای جان باپهنا بیا

چشم محمد با نمت واشوق گفته در غمت

زان طره‌ای اندرهمت ای سر ارسلنا بیا

خورشید پیشت چون شفق ای برده از شاهان سبق

ای دیده بینا به حق وی سینه دانا بیا

ای جان تو و جان‌ها چو تن بی‌جان چه ارزد خود بدن

دل داده‌ام دیر است من تا جان دهم جانا بیا

تا برده‌ای دل را گرو شد کشت جانم در درو

اول تو ای دردا برو و آخر تو درمانا