یافتن پست: #جانا

گفتمش دل میخری ؟
یک دل عاشق میخری ؟
گفت چند است این دل اشفته حال؟
گفتمش من رایگانت میدهم
عاشقانه پاک و بی غش میدهم
تو فقط شادان بخند
شاد و شادمان ازدل بخند
دست بر دل زد دید تازه است
عشق در رگهایش زنده است
ناگهان دل را از من ربود
گفت با من بیا
دلداده پر فروغ
تا که پاداشت دهم
نیک جایگاهت دهم
رفت این کوچه و ان کوچه دور
من به دنبالش با عشق وغرور
بر سر کوچه لیلا رسید
گفت اینجا بنشین
جایگاه مجنون بوده است
رفت در کوچه ای
دل بمانددر حسرت یک بوسه ای
کاش کوچه دوم نبود
دلم را مفت انداخت و رفت
زیر پایش له نمود سر برفت
رفتم دلرا برداشتم جانان من
جای پایش مانده بود بر جان من
من همی
چشمم به ان کوچه نشست
تا که شاید بیاید
دلم را گیرد به دست
من که این دل را با دل داده ام
حق من این نبود
تا به درد افتاده ام

این صبح بخیر ها

کفاف
دوست داشتنت را نمی دهد

باید جانانه
ببوسمت

ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان

کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری

زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری

خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

جناب :
خرم آن روز کز این منزل بروم ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
راحت جان طلبم از پی بروم

جانا خُـودت هـم می دانی خیالت مرا بی خیال همـه ِعـالم کـرده اسـت؟

فاال
فروردین

خسروآ گوی فلک در خم چوگان تو باد

ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد

بین پیروزی و شکست مرز باریکی است که این فاصله کوتاه با سعی و تلاش تعیین می‌شود. امروز این فرصت را دارید که با همت خود به آنچه می‌خواهید دست یابید.

اردیبهشت

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد

عارف از خنده می ‌در طمع خام افتاد

اگر می‌خواهید به فرجامی نیک و فرخنده برسید باید بدانید که هیچ راهی خالی از دشواری نیست، سختی و راحتی در کنار هم معنا می‌یابد.

خرداد

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود

خیلی از ناکامی‌ها و نرسیدن‌ها در واقع آزمونی است برای انسان تا بتواند خودش را بازیابد و دوباره برای رسیدن به هدفش تلاش کند، با تلخی‌ها ناامید نشوید.

تیر

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرم

هیچ جایی وطن آدم نمی‌شود، کم نیستند انسان‌های موفقی که در وطن خود درس خوانده‌اند، کار کرده اند و امروزه باعث پیشرفت و افتخار مردم ایران شده‌اند.

مرداد

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

اکنون که به قصد خیر نیتی کرده‌ای در انجام آن مصر باش و به وسوسه‌های نفس و سخن بدخواهان اعتنایی نکن.

شهریور

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

بسیار بیش از آنچه آرزویش را داری از نعمات خداوندی بهره‌مندی، پس با توکل به خدا در راهی که قصد آغازش را داری قدم بگذار.

مهر

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام

بار عشق و مفلسی صعب است می‌باید کشید

در هنگام فشارهای مالی آنچه باعث بهبود اوضاع می‌شود تدبیر صحیح و صبوری در کنار تلاش مضاعف است.

آبان

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد

اکنون که در راه کامیابی قدم برمی‌داری تواضع خود را از دست نده، چرا که انسان مغرور هرگز پیشرفت نخواهد کرد و به جایی نخواهد رسید.

آذر

هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند

آن‌که این کار ندانست در انکار بماند

داشتن دل پاک و پرمهر بزرگ‌ترین سرمایه است که ازلی و ابدی است. پس از این ثروت گرانبها حفاظت کن و به عشق خود پایدار باش که سعادت تو در آن است.

دی

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند / جوانان سعادتمند، پند پیر دانا را

به نصیحت بزرگان توجه داشته باشید و به جای آنکه بدون مشورت کاری را

چرا من اینقد حال بهم زنم؟!

لایق پرستش است
کسی که در این بی مهـری ها
جانانه محبـت میکند
..

خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی
خوشا جانی! که جانانش تو باشی

F❤S❤M

دیگر این دنیا مکان شاعر دیوانه نیست
شاعر دیوانه کم از عاقل فرزانه نیست

درد دارد دیدن و لب بستن از این دردها
سوژه هایم چشم و ابرو و لب جانانه نیست

درنگاه لاله های خونبهار غمتبار
چشم نرگس های ناهشیار هم مستانه نیست

بال و پر می گسترانَد آتش ققنوسمان
باز ایران می شود ایران و این افسانه نیست

خانه های شرک و کفر و ظلم و تزویر و فریب
باز، بسته جز زبان شاعر و میخانه نیست

بس که بازار مدایح، روضه خوانی سکه شد
جای اشعار ستمکوبِ تر و رندانه نیست

سفره های اغنیا، این حاکمان زور و زر
جز به خون مردم بیچاره رنگینانه نیست