سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول میگیرد...(احمد شاملو)

یافتن پست: #توشه

ای فرزند آدم با انجام گناه از من درخواست آمرزش نداشته باش
ای فرزند آدم در هنگام عبادت من تضرع (40) داشته باش، در غیر اینصورت نسبت بتو چند کار انجام می دهم: 1- دلت را پر از فقر (و نیاز) 2- دستت را در سعی (و تلاش دنیا) 3- جسمت را رنجور و خسته 4- سینه ات را پر از غم و اندوه قرار میدهم 5- دعایت را مستجاب نمی کنم 6- دنیایت را همراه سختی 7- و روزیت را اندک می گردانم
ای فرزند آدم من به نمازهای روزانه تو رضا می دهم پس تو نیز به رزقی که در هر روز به تو میدهم راضی شو.
ای فرزند آدم آهسته رو (و حرص نزن) چون روزی قسمت شده و حریص محروم است و حسود مورد نکوهش و نعمت ناپایدار.
ای فرزند آدم کشتی را محکم بساز زیرا دریا بسیار عمیق است و توشه بسیار بردار که راه بسیار طولانی و سخت است.
ای موسی: بنده در دنیا مشغول کارهای خویش است، تا مرگ به سراغ او می آید و بر گناهان و خطاهای گذشته خویش پشیمان می شود و از خداوند درخواست بازگشت به دنیا را می کند تا عمل صالح انجام دهد، می گوید: پروردگارا تو (اکنون) ما را بینا کرده ای (و حقیقت حال بر ما روشن گردید) ما را باز گردان تا عمل صالح انجام دهیم که ما اهل یقین هستیم (خداوند در پاسخ این شخص می گوید): قسم به عزت و جلالم که هرگز کسی را به دنیا باز نمی گردانم.

قال الله تبارک و تعالی

ای فرزند آدم چه بسیار چراغی را که باد خاموش نمود، و چه بسیار عبادت کننده ای را که عجب و خودبینی به تباهی کشاند و چه بسیار فقیری را که تنگدستی فاسد نمود، و چه بسیار ثروتمندی را که ثروت به فساد (و طغیان) وا داشت، و چه بسیار سالم و تندرستی را که سلامت آنها را فاسد (و غافل) نمود، و چه بسیار دانشمندی که علم آنها را به تباهی مبتلا کرد.
ای فرزند آدم در زراعت و کارهای پرسود و نیاز و حاجتی که داری با من معامله کن (و مرا طرف معامله خود قرار بده)، چرا که سود شما نزد من است که آنرا نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و بر قلب هیچ کس خطور نکرده، گنجهای من تمامی ندارد، ملک و حکومت من کم نخواهد شد (و از دست قدرت من خارج نمی شود)، و (تنها) من بخشنده ام!
ای فرزند آدم دین تو گوشت و خون تو است (باید با تمام وجود تو آمیخته باشد)
پس اگر دین تو سالم بود و به صلاح رسید، گوشت و خون تو نیز چنین باشد، و اگر دین تو تباه شد گوشت و خون تو نیز تباه گردد.(38)
همانند چراغ نباش که روشنی بخش مردم است ولی خویشتن را با آتش می سوزاند (39) محبت دنیا را از دل خویش بیرون کن، زیرا من هرگز محبت خود را با دوستی دنیا در یک دل جمع نمی کنم، همانگونه که آب و آتش در یک ظرف جمع نمی شود. (در بدست آوردن) روزیها با نفس خویش مدارا کن (و حرص نزن) چون روزی قسمت شده و انسان حریص، محروم است (بیش از آنچه مقدر اوست به او نمی رسد) و فرد بخیل مورد نکوهش است و نعمت دائمی نیست (ممکن است از تو گرفته شود) و مدت عمر هرکس (نزد خداوند) معلوم است و بهترین حکمت (و علم و دانش) ترس از خداوند متعال است، و بهترین بی نیازی قناعت کردن و بهترین زاد و توشه تقوا و پرهیزکاریست، آنچه برای صلاح حال شما ضرر دارد دروغ است، و سخن چینی عمل بدی است که شما را هلاک می کند، و پروردگار تو نسبت به بندگان ستمکار نمی باشد (بلکه آنها با نافرمانی خویش به خود ستم می کنند).

حدیث قدسی

قال تبارک اللّه و تعالی
ای فرزند آدم به اندازه نیازی که به من دارید مرا اطاعت کنید و به مقدار صبری که بر آتش (دوزخ) دارید نافرمانی مرا کنید، و به اندازه ای که در دنیا سکنی دارید از آن توشه برگیرید (یعنی از دنیا بهره ای متعادل و معقول ببرید و حرص نزنید چون عمر دنیا در برابر عمر آخرت بسیار ناچیز بلکه به حساب نمی آید) و به اندازه ای که در آخرت سکنی دارید برای آن توشه فراهم کنید (بطور کلی انسان برای آخرت آفریده شده و دنیا مقدمه عالم دیگر است و با توجه به جاودانگی در آخرت، بدیهی است که باید تمام سعی و تلاش ما مصروف به فراهم کردن زاد و توشه آخرت گردد)
به عمر طولانی و روزی آماده و گناهان پنهان خود (از دید مردم) نظر (و اندیشه مکنید (چون گرفتار غرور و غفلت خواهید شد).
(به همین جهت برای رفع غرور و غفلت بدانید که) هر چیزی نابود می شود جز ذات من. و اگر شما همانطور که از فقر و تنگدستی می هراسید، از آتش دوزخ واهمه داشته باشید من شما را از جائی که گمان نمی برید، بی نیاز خواهم کرد.

حكمت 220

وَ قَالَ [عليه السلام] لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ .

داوريِ با گمان بر افراد مورد اطمينان ، دور از عدالت است.

حكمت 221

وَ قَالَ [عليه السلام] بِئْسَ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَى الْعِبَادِ .

بدترين توشه براى قيامت ، ستم بر بندگان است.

حكمت 222

وَ قَالَ [عليه السلام] مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْكَرِيمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا يَعْلَمُ .

خود را به بى خبرى نماياندن از بهترين كارهاى بزرگواران است.

حكمت 223

وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ كَسَاهُ الْحَيَاءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَ النَّاسُ عَيْبَهُ .

آن كس كه لباس حياء بپوشد، كسى عيب او را نبيند.

حدیث قدسی

قال الله تبارک و تعالی

ای فرزند آدم چون میان دو نعمت بزرگ من روزگار می گذرانی، نمی دانی کدامیک برای تو مهمتر است: گناهانت که از چشم مردم مخفی نگه داشته شده، و یا ستایش نیکی که در میان مردم رواج یافت؟ چون اگر مردم آنچه را که من از تو می دانم می دانستند دیگر هیچیک از بندگانم بر تو سلامی نمی کرد.
کردارت را از ظاهر فریبی و به گوش دیگران رساندن، پاک گردان که تو بنده ای خوار برای پروردگاری بزرگ، و مأمور به اوامر او می باشی. توشه خویش بردار که تو مسافری و گریزی برای مسافر از زاد و توشه نیست.
ای فرزند آدم گنجینه های مرا هیچگاه پایانی نیست، و دست من همیشه برای بخشش باز است. و به همان میزان که انفاق کنی بر تو انفاق می کنم، و به هر اندازه از بخشش خوداری کنی من نیز بر تو خودداری می کنم.
ای فرزند آدم ترس از فقر، بدگمانی به خداوند متعال است. و خسارت بر مساکین از کمبود یقین است.
ای فرزند آدم هر کس تمامی اهمتمامش برای طلب روزی باشد در کتاب من تردید کرده است، و هر کس پیامبران مرا تصدیق نکند، پروردگاری مرا انکار نموده است،

دعــاى زاهـدانه

25 مِن دُعاءِ إدريسَ عليه السلام: أللّهُمَّ سَلِّ قَلبى عَن كُلِّ شَىْ ءٍ لا أتَزَوَّدُهُ إلَيكَ،
وَ لا أنتَفِعُ بِهِ يَومَ ألقاكَ مِنْ حَلالٍ أو حَرامٍ.

از دعاهاى حضرت ادريس عليه السلام: بارالهـا! دلم را جـداكن از هرچيزى، حـلال ياحـرام، كه از آن در راه بازگشت به سوى تو، توشه برنگيرم و در روزى كه با تو ديـدار كنم از آن بهره اى نبـرم.

توكّل بـر خــدا

26 قالَ رَسُول اللّه صلي الله عليه و آله: اُتِىَ بِإبراهيمَ عليه السلام يَومَ النّارِ إلَى
النّارِ، فَلَمّا أبصَرَها قالَ عليه السلام: حَسبُنَا اللّه ُ وَ نِعمَ الوَكيلُ .

پيامبرخدا صلي الله عليه و آله فرمود: روزى كه مى خواستند حضرت ابراهيم عليه السلام را به آتش افكنند، او را كه به سوى آتش مى بردند، چون چشمش به آتش افتاد، فرمود: خــداونـد مـا را كـافى اسـت و او خوب پشتيبان و حمايتگرى است.

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


دل اگر توشه و توانی داشت

در ره عقل کاروانی داشت

دیده گر دفتر قضا میخواند

ز سیه کاریش امانی داشت

رهزن نفس را شناخته بود

گنجهایش نگاهبانی داشت

کشت و زرعی به ملک جان میکرد

بی نیاز از جهان، جهانی داشت

گوش ما موعظت نیوش نبود

ورنه هر ذره‌ای دهانی داشت

ما در این پرتگه چه میکردیم

مرکب آز گر عنانی داشت

با چنین آتش و تف و دم و دود

کاشکی این تنور نانی داشت

آزمند این چنین گرسنه نبود

اگر این سفره میهمانی داشت

همه را زنده می‌نشاید گفت

زندگی نامی و نشانی داشت

داستان گذشتگان پند است

هر که بگذشت داستانی داشت

رازهای زمانه را میگفت

در و دیوار گر زبانی داشت

آیةالله حاج شیخ علی رضائی

چند نکته:
آغاز سفر: به خود آمدن است؛ ادامه سفر در خود فرورفتن است؛ انجام سفر از خود بيرون آمدن است.
مراحل کار عبارتند از: معرفت نفس، اصلاح خود، اصلاح غير.
والاترين مقام ممکن الوجود بر اساس آيه شريفه سوره صافات اين است که توصيف‌گر پروردگار خويش باشد.
فنا عبارت است از در طَبَق اخلاص نهادن وجود مجازی خويش و تقديم آن در برابر تجلی ذاتی محبوب.
هم‌سفران اين سفر معنوی سالکان راه خدا هستند.
خاطرات سفر حالات و مقامات سالک است.
مرکب سفر عشق و اخلاص است.
زاد و توشه دستورات شرعی است.
ارمغان سفر برای خود سالک، کمال و آثار آن و برای ديگران، سرچشمه‌های حکمت، دستگيری‌های استادانه، برافروختن عشق الهی در سينه‌ها است.

دقت کردید که دیگه خخخ نداریم؟

دم عیدوهواخوب است به به
فضای شهرمطلوب است به به
یتیمان را پدر باشید مَردم
به فکر همدگرباشید مردم
همه خوبیم ذات ماکه بدنیست
کسی رسم محبت رابلد نیست
خداداند همه همدرد هستیم
چرادر دوستیها سرد هستیم
چه رنجایی که بیخود کم نخوردیم
چه روزایی بدرد هم نخوردیم
دو روز زندگی ارزش ندارد
که انسان غصه بردلها گذارد
زِبس بیش از نیازت سود کردی
خودت را بی جهت نابود کردی
به قبرستان گذرکن بادلی پاک
چه میماند زما جز مُشتی ازخاک
چرا ادم به خود مشغول باشد
تمام فکر وذکرش پول باشد
جداسازیم دل را ازخیالات
ازاین لحظه تمامِ غصه ها، کات
قرار است تازمانی زنده باشیم
بخندیم وبریزیم وبپاشیم
همه باهم شویم یک خانواده
عزیز ویکدل ویکرنگ وساده
بیاتاسال نو عهدی ببندیم
بجای گریه وزاری، بخندیم
ازاین پس هرکه درفکرِطلاقه
خری لنگ ولش وکور وچلاقه
کسی توشهرما آشغال بریزه
مُخش تعطیله،بیماره،مریضه
الهی تازمانه برقراره
دروغ هرکی بگه دُم دربیاره
الهی سیستمی راوصل گردان
کسی بوق میزنه بی نسل گردان
الهی چشم چرونا گُربگیرن
حروم خوارا مریضی پُر بگیرن
پک وپوزِگرونجونا پچل شِه
الهی هرچه نامرده کچل شه
خدایا کینه ها رادورگردان
محبت را به دلها جور گردان
خدایا قیمت افتادگی ، چند؟
صفا وسادگی درزندگی چند؟
بباران رحمتی پربار ازعشق
شود دلهایمان سرشار ازعشق