کاربرای عزیز ، کلیک روی تبلیغات فراموش نشه - کلیک کنید

یافتن پست: #تو

با آدمها به اندازه ی
درک و فهمشون باید حرف زد
بیشتر از حد
باهاشون حرف بزنی
تو رو احـمق فرض میکنن
و هیچ شکی
به میزان فهم خودشون نمیکنن...!

سلاااااااااام ب همه واااااااای چقد دلم تنگتون بود
طبق معمول هیشکی نبود

.

ناگهان آیینه حیران شد،گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد،گمان کردم تویی

ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها هراسان شد،گمان کردم تویی

ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد،گمان کردم تویی

سایه ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد،گمان کردم تویی

باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد،گمان کردم تویی

چون گلی در باغ،پیراهن دریدم در غمت
غنچه ای سر در گریبان شد،گمان کردم تویی

کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه ای بر خاک مهمان شد،گمان کردم تویی


"فاضل نظری"

ما گشته ایم،نیست،تو هم جستجو نکن
آن روزها گذشت،دگر آرزو مکن


دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن


در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن!


راز من است غنچه ی لبهای سرخ تو
راز مرا برای کسی باز گو مکن!


دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را رو به رو مکن!



"فاضل نظری"

دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی

آهو نگران است، بزن تیر خطا را
صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟

این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی

مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه، کافی است ببینی

ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی

هم هیزم سنگین سری دوزخیانی
هم باغ سبک سایه ی فردوس برینی

ای عشق! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم
در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی



"فاضل نظری"

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزه‌ی تنهایی روحم سفالی تر شده است

آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده است

زندگی را خواب می دانستم اما بعد از آن
تازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده است

ماهی کم طاقتم! یک روز دیگر صبر کن
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است



فاضل نظری

شعر آخر شاهنامه اخوان ثالث

این شکسته چنگ بی قانون
رام چنگ چنگی شوریه رنگ پیر
گاه گویی خواب می بیند
خویش را در بارگاه پر فروغ مهر
طرفه چشم نداز
شاد و شاهد زرتشت
یا پریزادی چمان سرمست
در چمنزاران پاک و روشن مهتاب می بیند
روشنیهای دروغینی
کاروان شعله های مرده در مرداب
بر جبین قدسی محراب می بیند
یاد ایام شکوه و فخر و عصمت را
می سراید شاد
قصه ی غمگین غربت را
هان ، کجاست
پایتخت این کج آیین قرن دیوانه ؟
با شبان روشنش چون روز
روزهای تنگ و تارش ، چون شب اندر قعر افسانه
با قلاع سهمگین سخت و ستوارش

یه زمانی اینجا پاتوق‌مون بود.

قبولی فقط یک نماز

امام صادق(ع) فرمودند: هر که خداوند متعال، یک نماز او را قبول کند، او را عذاب نمی کند.


- آخرین نماز

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هنگامی که نماز می گذاری، آنچنان باش که گویی آخرین نماز توست.


- سجده های طولانی

امام صادق(ع) فرمودند: بر تو باد به انجام سجده های طولانی که همانا آن روش توبه کنندگان است.