sahel
" زن - خراسان رضوی " مشاهده مشخصات کامل

باز امشب غزلی كنج دلم زندانی است

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

هيچ كسی تلخی لبخند مرا درک نكرد

های های دل ديوانه ی من پنهانی است

درخت که می شوم
تو پائیزی !

کشتی که می شوم
تو بی نهایت طوفانها !

تفنگت را بردار
و راحت حرفت را بزن !

چقدر چون همگان، مثل دیگران باشم
به جای عشق، به دنبال آب و نان باشم

اگر پرنده مرا آفریده اند چرا
قفس بسازم و در بند آشیان باشم

خرم آن عاشق، که بیند آشکار
بامدادان طلعت نیکوی تو
فرخ آن بی‌دل، که یابد هر سحر
از گل گلزار عالم بوی تو

خبری نیست ...
خیاطی میکنم ...
آسمان را به زمین میدوزم و ...
چشمهایم را به در ...

هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلم
از تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم


آب شوم، تو جوی من،جـوی شوم، تو آبِ من
حل کنم اَر مسـایلی...، باز تویی مسایلم

بعد از تو
دیواری به دورِ خود کشیده ام
که مبادا
نگاهی
صدایی
بوی عطری
دوباره مرا به اشتباه تو دُچار کند!

بویِ شور انگیزِ باراڹ می دهي
با نگاهت بر دلم جان مي دهي

بسڪہ خوب ومھربان وصادقي
بر دلم عشقي فراوان می دهي

خواهشاً با قلبِ تنھــایم بمان
چون فقط...
چون فقط تو بویِ انسان میدهي

همه

لرزش دست و دلم

از آن بود که

که عشق

پناهی گردد،

پروازی نه

گریز گاهی گردد …

شک ندارم خداوند مرا سر راهت قرار داد تا عاشقت باشم
از بین دیگران مرا انتخاب کرد
چون میدانست به بهترین شکل دوستت خواهم داشت

3 ماه و 2 روز و 2 ساعت و 36 دقيقه قبل
سن به کلابی
دکترا و بالاتر
تحصیلات - رشته
151
تعداد پست
37
تعداد دوست
©  کلیه حقوق برای شبکه اجتماعی به کلاب محفوظ است
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و به کلاب هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.