برای حمایت از سایت ، روی تبلیغات کلیک کنید

saadmagazine

چگونگی برخورد با همسر بداخلاق
همسر بداخلاق و پرخاشگر همیشه زندگی را تلخ می کند. اگر همسر شما هم بداخلاق است با روش هایی می توانید او را قلق یابی کنید.
از هر دری وارد می‌شوید تغییر نمی‌کند. بهانه می‌گیرد و با رفتارها و حرف‌های آزاردهنده‌اش تنها در چند لحظه پل‌های پشت سرش را خراب می‌کند. مهم نیست اشتباهی از شما سر زده باشد یا آگاهانه او را عصبانی کرده باشید؛ همسر بداخلاق شما بدون دلیل بهانه‌ می‌گیرد و با تلاش‌های شما هم آرام نمی‌شود. اگر با چنین فردی زیر یک سقف زندگی می‌کنید، تا رسیدن به آرامش راه درازی در پیش دارید. راهی که باید در کنار هم از آن عبور کنید. پس قبل از ناامید شدن، ادامه این مطلب را بخوانید. در این صفحه با قدم‌هایی که در آغاز راه باید بردارید آشنا خواهید شد.


با همسر بد اخلاق تان قرار بگذارید.
روابط بین زن و شوهرها، ذاتا منبع تنش است. هیچ زوج سالمی نیستند که در زندگی مشترک‌شان، دچار تنش نشوند اما مهم‌تر از این نمک زندگی‌تان، به دست آوردن توان مدیریتش است. شما نمی‌توانید در تمام لحظاتی که در کنار هم هستید، روی یک خط و در مسیر آرامش کامل پیش بروید اما می‌توانید مانع از تبدیل شدن این تنش‌ها به معزل شوید. بخشی از این تلاش را باید همراه با یکدیگر انجام دهید اما قسمتی از آن را تنها می‌توانید برای دل خودتان و به‌دلیل آنکه از این رابطه آسیب نبینید انجام دهید.
همه رفتارهای همسر بداخلاق تان را تحمل نکنید
با برداشتن بعضی قدم‌ها می‌توانید همسرتان را سربه راه‌تر کرده و زمینه را برای رسیدن به روزهای آرام فراهم کنید اما این را هم یادآوری می‌کنیم که قدم‌های شما در همه موارد تاثیرگذار نخواهد بود و پیش از برداشتن‌شان، باید به شکلی که همسرتان پرخاشگری‌اش را ابراز می‌کند نگاهی بیندازید. اگر او به شما آسیب جسمی یا کلامی شدید می‌رساند، دیگر مشکل به دست خودتان حل شدنی نیست و باید از یک روانشناس کمک بگیرید. اگر در چنین شرایطی قرار دارید، به هر شیوه‌ای که می‌توانید همسرتان را راضی به مراجعه کنید و اگر هم از عهده آن برنمی‌آیید، برای آنکه خودتان را به آرامش برسانید، به روانشناس مراجعه کنید اما فراموش نکنید که قرار شما با روانشناس بدون حضور همسرتان، کمکی به حل مشکل او نمی‌کند.
اختلاف نظر با همسرتان را به حداقل برسانید
گفتیم که اختلاف نظر در زندگی مشترک اتفاقی طبیعی است اما از یاد [لینک]

باتلاق هاي هيجان انگيز : اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانی
اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانان می تواند مانند هر اعتیاد دیگري خطرناک باشد همچنان که سایر معتادان برای فرار از مشکلات به انواع مواد مخدر روی می آورد گیمر ها(بازي كنندگان حرفه اي) نیز برای رفع ناسازگاری های اجتماعی و ارتباطي به فضای مجازی و انواع بازی ها روی آورده و در فضای مجازی غوطه ور می شوند.پسران بيشتر از دختران درگير اين بازي ها مي شوند.بازی های کامپیوتری توسط متخصصان کامپیوتر و روانشناسان اینترنت بسیار ماهرانه و هنرمندانه طراحی می شود به طوری که از سیستم پاداش صعودی (از مرحله ای به مرحله ی دیگر) با ایجاد حداکثر هیجان ،برای جذب مخاطب بهره می گیرند.
علت شناسي
1-اولين علت اعتياد به بازي، در جوانان و نوجوانان توانايي كنترل بر محيط و احساس خوب ناشي از آن است .
2- انجام كارهايي كه در دنياي واقعي امكان انجام آن وجود ندارد.خيلي از نوجوانان براي برون ريزي خشم به بازي هاي كامپيوتري پناه مي برند و اتفاقا در دنياي واقعي افرادي در خود فرورفته و بي آزار به نظر مي رسند ،اما بايد به اين نكته توجه داشت كه در صورت عدم كنترل وابستگي به اين بازي ها، كه محتواي آنها اغلب خشونت آميز است،ممكن است به مرور بر رفتارهاي بيروني فرد هم تاثير بگذارد.
3- هيجان طلبي و تخليه ي انرژي در سنين نوجواني و جواني در به وجود آمدن اين مشكل موثر است و همين ميزان بالاي انرژي نياز به مكان و يا فعاليت متناسب با آن را ايجاد مي كند و اين طور به نظر مي رسد كه بازي هايي همچون ماشين بازي و از اين دست بازي ها فضاي خوبي براي تخليه ي هيجانات آنها فراهم كرده است.
4-فرآيند تشويقي اي كه به ثبات رفتار منجر مي شود،در شكل گيري اين اعتياد بي تاثير نيست .به طوری که فرد به دليل تجربه ي سطح بالايي از هيجان و رسيدن به موفقيت اصطلاحا شرطي مي شوند .چنین هیجاناتی به آزاد شدن مواد محرکی چون آندروفین می انجامد که احتمالا خاصیت اصلی آن تمایل به تکرار پذیری این حس در افراد است و به همین علت ما این معضل را تنها در نوجوانان و جوانان شاهد نیستیم و بزرگسالان زیادی گرفتار این مساله هستند.
آسيب ها
1- بيشترين آسيب فيزيولوژيكي گزارش شده از افراد معتاد به بازي، كم شدن بينايي، آسب هاي گردني و نخاعي، سردرد هاي مزمن، چاقي و... است.
2- گیمرها بیشتر وقت و ارتباط خود [لینک]

چمداني براي كودك!


نكاتي براي آماده سازي كودكان در هنگام سفر رفتن والدين
گاهي اوقات براي هر يك از والدين و يا هر دوي آنها شرايطي پيش آمد مي كند كه مجبور به ترك كودكشان براي چند روز و يا چند هفته ي متوالي مي شوند در اين شرايط اگر راه ديگري براي همراه كردن كودك با خودشان و يا منصرف شدن از سفر وجود نداشته باشد ، بهتر است به نكاتي كه در اين مقاله به آن اشاره ميكنيم توجه كنيد و راهكارهاي آن را در اين موقعيت به كار بگيريد.
از يك هفته قبل زمينه سازي كنيد : هروز به كودكتان يادآوري كنيد كه سفري در پيش داريد، البته در اين يادآوري مواظب باشيد كه اضطراب كودكتان بالا نرود به خصوص براي سنين پايين تر از دبستان ،يادآوري شما بايد بسيار كوتاه و مختصر و غير مستقيم باشد. مثلا :به كمك كودك چمدانتان را انتخاب كنيد،هر روز قسمتي از وسايل مورد نيازتان را در آن قرار دهيد.به همراه كودك به فروشگاه يا داروخانه برويد و براي سفرتان خريد كنيد و به او توضيح دهيد كه چه وسايلي نياز داريد،به فرزندتان بگوييد كه چه كارهايي را بايد قبل از سفر انجام دهيد و براي انجام آنها برنامه ريزي كنيد.
دليل رفتن به سفر را توضيح بدهيد: متناسب با سن كودك دليل رفتن به سفرتان را صادقانه برايش شرح دهيد. بسيار شفاف و دقيق برايش توصيف كنيد كه قرار است به كجا برويد در طول سفر چه كاراهايي انجام خواهيد داد با هواپيما يا قطار يا...سفر خواهيد كرد .هر چه توصيفات شما دقيق تر و ملموس تر باشد تصوير واضح تري در ذهن كودك شما شكل خواهد گرفت و سطح اضطراب او كاهش خواهد يافت .شما میتوانید تاریخ سفرتان را روی تقویم یادداشت نمایید تا کودک بداند چه زماني روز رفتن شماست و چه مدت پیش او نيستيد و یا اینکه چند روز دیگر باز خواهيد گشت .
از یک حالت مثبت برای جدایی استفاده کنید : در طول روزهاي آماده سازي و روز جدايي تلاش كنيد كودكتان متوجه حس شور و نشاط و خوشحالي شما از بابت رفتن به سفر، بشود . کودکان تا حد بسیار زیادی نسبت به خلق و خوی والدين حساس هستند. حتی یک نوزاد کوچک هم توانايي درك حالات چهره و حالات روحي مادر را دارد و ممكن است به شكل بي قراري كردن واكنش نشان دهد.کودکان بزرگ‌تر نیز هنگامی که متوجه شوند والدینشان غمگین یا عصبانی هستند، عکس العمل نشان داده، به آن‌ها می‌چسبند و ر‌هایشان نمی‌کنند.بنابراین لحن خداحاظي كردن شما به عنوان يك [لینک]

از حال بد به حال خوب : آیا از خود انتظار واقع بینانه دارید؟
برای خیلی¬ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید.
برخی از ما معتقدیم آنقدر که باید و شاید موفق نیستیم و با این ذهنیت به خود لطمه میزنیم. آیا شما هم با این افکار مواجهید؟
«باید همیشه بتوانم به دوستان و اعضای خانواده کمک کنم تا مشکلات خود را حل کنند؟»
«باید همیشه بتوانم دیگران را راضی نگهدارم و در سطح انتظار آنها ظاهر شوم.»
«باید همیشه در کارها موفق شوم و از هدف خود باز نمانم.»
«باید همیشه احساساتم را کنترل کنم. نگران، دلواپس و ناراحت نشوم و احساسات غیرمنطقی نداشته باشم.»
«باید همیشه با دوستانم صمیمی باشم و از آنها فاصله نگیرم.»
«باید مورد تایید همه باشم، و طوری رفتار کنم که همه مرا دوست بدارند و مرتکب خطایی نشوم.»
ممکن است در پذیرفتن اشکالات، نواقص و محدودیتهای خود با دشواری روبرو باشید. ممکن است با هر بار موفق نشدن خود را سرزنش کنید و به خود بگویید: «نباید این اشتباه را می¬کردم»، «آدم بی عرضه¬ای هستم، چگونه ممکن است چنین اشتباهی بکنم.» با آنکه این شماتت¬ها تولید احساس کناه و افسردگی می¬کنند، ممکن است نتایج پنهانی هم داشته باشند. افرادی که کامل و صد در صد بی عیب و نقص باشند، تاکنون مشاهده نشده¬اند. اشتباهات پندهایی هستند برای ادامه راهمان. نکته مهم اینکه اگر خود را بخاطر اشتباهات مجازات کنید و اشتباه را غیر قابل قبول بدانید، معنایش این است که خود را از سایرین برتر می¬دانید.
برای خیلی¬ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید. در حالت عصبی و دستپاچگی ممکن است احساس کنید که اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است. ممکن است فکر کنید که مشاعرتان را از دست می¬دهید. در نتیجه احساس طبیعی اضطراب به حمله وحشت تمام عیار مبدل می¬شود.
برای برخی، پذیرفتن خشم خود دشوار است. برای بسیاری اشخاص خشمگین شدن و مشاجره با دیگران زشت و ناپسند است. ممکن است از بیم تایید نشدن از ناحیه دیگران و برای آنکه مبادا کسی [لینک]

زمینه های بی وفایی را بیشتر بشناسید
افزایش آمار طلاق، خیانت ها، طلاق های عاطفی نشان دهنده بسیاری از نارسایی ها و نارضایتی ها جنسی و زناشویی در جامعه است.
عوامل بسیاری وجود دارد که زوجین را به سمت طلاق می برد.
از میان این عوامل خیانت وحشتناک ترین اتفاق ممکن در رابطه زوجین است.
خیانت چطور شکل می گیرد؟
خیانت ها معمولا تدریجی شکل می گیرد.
به طور مثال: خانوم یا آقایی در محل کار سنگ صبور همکار می شود، مرتب به حرف هایش گوش می کند، گله از همسر می کند گوش می کند...
کم کم متوجه می شود که آن خانوم یا آقا او را درک می کند و ...
عواملی که می توان به عنوان هشدار در نظر گرفت:
1. زوجینی که از نظر میل جنسی باهم متفاوتند.
2. زوجینی که در سنین پایین ازدواج می کنند.
3. در زوجی که بیماری روانی و اختلال شخصیت دارد.
4. عدم تشابه شخصیت ها
5. دروغگویی و پنهان کاری در زوجین
6. نداشتن عقاید مذهبی بازدارنده
7. داشتن روابط قبلی و حفظ آن ها
8. باورها و انتقاداتی که زوجین از یکدیگر دارند.
9. خشم و انتقام نسبت به همسر
10. نیاز مالی در خانواده
11. احساس آزادی کامل
12. عدم علاقه متقابل بین زوجین
13. عدم داشتن مهارت های زناشویی، حل تعارض، بی توجهی به نیازهای همسر، انتقادهای مخرب کننده و نداشتن مهارت حل مساله
بی شک وجود این علائم به تنهایی سبب بروز خیانت در زوجین نمی شود، وجود این علائم را فقط به عنوان هشدار باید در نظر گرفت.
راه های جلوگیری از خیانت:
داشتن هدف و معیار برای ازدواج
شناخت خود و ویژگی های شخصیتی و کمک گرفتن از متخصصین برای مشاوره پیش از ازدواج تا احتمال ازدواج موفق را بالا ببرند.
آموزش مهارت های زناشویی و مهارت های زندگی
این آموزش ها به زوجین کمک می کند به هنگام تعارض بتوانند شرایط را مدیریت کنند و روابط بین فردی خود را بهبود بخشند.
راه های درمان:
همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.
درصورتی که این اتفاق ناگوار در خانواده ای رخ داد قبل از هرکاری سعی کنید از متخصصین کمک بگیرید.
شما را یاری می کنیم تا بحران را پشت سر بگذارید و در شرایط بهتری بتوانید تصمیم گیری کنید.
اولین تصمیمی که زوج قربانی می گیرد جدایی است. آیا جدایی بهترین راه حل است؟
ما معتقدیم همیشه جدایی بهترین راه حل نیست. مطمئناً وقتی شرایط روحی قربانی آرام تر شود می تواند به حل مساله فکر کند.
به جدایی به عنوان آخرین راه حل نگاه کنی [لینک]

ترس در کودکان ، انواع ترس و راهکارهای مقابله با آن
خیلی از ما عقیده داریم با قرار دادن کودک در رابطه با موضوع ترسناک برای کودک، باعث از بین رفتن ترس کودک میشویم اما در حقیقت این کار منجر به ازبین رفتن اعتماد کودک می شود.

یکی از اشتباهات در رابطه با ترس کودکان نفی ترس کودکان است.استفاده از جملاتی مانند اینکه ترس نداره ،بزرگ شدی، باز لوس شدی و ....به کودک این پیام را می دهد که هیچ کس او را درک نمی کند وهیچ کس را ندارد و این موضوع باعث می شود اضطراب کودکان نیز بیشتر شود.
کودکان با 3 ترس طبیعی به دنیا می آیند:
1- ترس از هر پدیده جدید و تازه
2-ترس از صدای بلند
3- ترس از خالی شدن ناگهانی زیر پا و سپس ترس از بلندی
انسان بین 2تا5سالگی ترس از حیوانات کوچک و تاریکی را تجربه می کند . 6تا9سالگی ترس از حوادث طبیعی مثل طوفان و رعد و برق و حتی در بعضی کودکان باران و برف.9تا12 سالگی ترس از بیماری و مرگ .
به طور کلی کودکان و نوجوانان در مسیر تکامل خود این ترسها را تجربه می کنند که شدت و ضعف آن در کودکان متفاوت است.کودکان تا 7سالگی بسیار تخیلاتی هستند و فرق بین تخیل و واقعیت را نمی دانند.بنابراین دیدن کارتون یا شنیدن داستان میتواند باعث ترس در کودکان شود.بازی های کامپیوتری یکی از دلایل اصلی ترس در کودکان است.همچنین در تعدادی از کودکان که ترس زیادی دارند زمینه ارثی وسواس و اضطراب دیده شده است .ترساندن و تهدید کردن کودک از فردخاصی، از لولو، خداوند ، پلیس و .....میتواند اثرات غیر قابل جبرانی به جا گذارد.
هنگام مواجه با کودکی که می ترسد اولین کار تایید ترس کودک است .زمانیکه به کودک می گوییم" میدانم که می ترسی" ، این جمله تایید احساس کودک است.
سپس باید اجازه دهید که کودک در مورد ترسش با شما صحبت کند.از او بپرسید که آیا دوست دارد بر ترسش غلبه کند و اینکه آیا شما می توانید به او کمک کنید؟
به کودک خود این اطمینان را بدهید که شما مراقب او هستید.با همدیگر در راقفل کنید.زیر تخت و داخل کمد را چک کنید.
چراغ اتاق خواب و در صورت لزوم راهرو را روشن بگذارید.
از زدن برچسب ترسو به کودک خود پرهیز کنید.
اگر فرزندتان از تنها خوابیدن می ترسد،مدتی را کنار تختش بمانید.بدون آنکه دستش را بگیرید اما هرگز کودک را به بهانه ترس به تخت خودتان نبرید و یا اینکه شما پیش او نخوابید
نویسنده: مژگان شوشتری [لینک]

چگونگی پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را کاهش دهیم؟
پرخاشگری همانند سایر شکل های پیچیده ی رفتار اجتماعی تا حد زیادی از طریق تجربه ی مستقیم با مشاهده ی رفتار دیگران آموخته می شود .نمونه ی یادگیری در کودکی دیده می شود که برای به دست آوردن چیزی پا برزمین می کوبد و داد و فریاد می کند تا چیزی که می خواهد به دست آورد . اگر این کودک چندین بار با استفاده از این روش به مقصود خود برسد یعنی از پرخاشگری پاداش می بیند . اگر یک بزرگسال نیز چندین بار بر اثر خشونت و تهدید و خواستن حق السکوت و نظایر آن با پرخاشگری مقصود خود را حاصل نماید این صفت در او تقویت خواهد شد .

راهکارهای مداخله ای در کاهش پرخاشگری
- والدین در تربیت کودکان تضاد نداشته باشند .
-از تنبیه بدنی خودداری شود(از اعمالی مانند محروم کردن کودکان از فعالیت های اجتماعی برای مدتی کوتاه استفاده شود)
-محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنیم و آن ها را به اطلاع کودک برسانیم.
-رفتاری را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است تقویت نماییم و سعی کنیم رفتارهای مثبت را ازطریق تقویت به کودک بیاموزیم رفتارهایی نظیر همکاری، خویشتن داری، مهربانی و....را می توانیم با روش الگوسازی به کودکان بیاموزیم.
-مدل های پرخاشگرانه را باید به حداقل برسانیم زیرا کودکانی که مدل های پرخاشگرانه را به طور مرتب مشاهده می کنند پرخاشگر می شوند . برای جلوگیری از این مشکل می توان از راهکارهای زیر استفاده نمود:
الف- ساعتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند محدود کنیم.
ب-فیلم ها و تصاویر و روزنامه های کودک را به دقت انتخاب کنیم.
ج-الگوهایی را در اختیار کودک بگذاریم که غیر پرخاشگرانه است.
د-همراه با کودک برنامه های تلویزیونی را ببینیم و صحنه های پرخاشگرانه آن را تفسیر کنیم.
-همدلی را افزایش دهیم .آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید افزایش دهیم تا از پرخاشگری او کاسته شود.
-کودکان را از هیجانات عاطفی شان نجات دهیم.مثلاً رفتارهای آرام آن ها را ازفعالیتهای فیزیکی مکرر آنها ممتاز سازیم .حرکات جسمانی خلاق آنها را مورد تشویق قرار دهیم(مانند دویدن، توپ بازی، دوچرخه سواری، نویسندگی،موسیقی و هنر) گفتگو می تواند کمک کننده باشد.
-مباحث گروهی یا خانوادگی را که تاکید بر همکاری با دیگران داد بکار گیریم.
-همکاری،مسئو [لینک]

بهترین راهکار برای مدیرت استرس به خود فرد بستگی دارد

افراد از راهکارهای مقابله ای متفاوتی برای فائق شدن بر استرس شان استفاده می کنند، و برخی از آنها از این راهکارها بیشتر از دیگران استفاده می کند. سه تکنیک برای حفظ زاویه دید در بالا و پایین های زندگی در مطالعه شده است:

ذهن آگاهی: که معتقد است باید در زمان حال آگاه و گوش به زنگ بمانیمک

ارزیابی مجدد: که بر یافتن روش های جدید بازتفسیر حوادث منفی و تبدیل آمها به معناهای مثبت تر تاکید دارد؛ و

سرکوب احساسات: که معتقد است باید احساسات منفی را از کنارمان و جلو چشممان دور نگه داریم.

برای اینکه درباره ی اینکه این سه راهکار بر اساس زندگی روزمره مان کار می کنند، تیمی از محققین اخیرا مطالعه ای را بر روی ۱۸۷ شرکت کننده انجام داده اند و به این مسئله پرداخته اند که استفاده از این استراتژی ها بر خلق و خوی مردم تاثیر می گذارد.

ذهن آگاهی به افراد کمک می کن تا عواطف و احساسات خود را به دو روش متعادل کنند. این روش هم سطوح عواطف مثبت افراد را افزایش و سطوح منفی عواطف شان را کاهش می دهد.

برنامه سرکوب عواطف دقیقا بر عکس عمل می کند. گزارش شده است که وقتی مردم از سرکوب احساسات بیشتر استفاده می کنند، سطوح عواطف منفی اشان بالاتر می رود و سطوح عواطف مثبت شان پایین می آید.

در روش ارزیابی مجدد، قضیه کمی متفاوت است. برای نصف افراد مطالعه، روش ارزیابی مجدد به نظر نتیجه ای در تنظیم احساسات منفی اشان نداشت. به طور کل، ارزیابی به نظر برای افراد مسن تر مفیدتر بود. در واقع، برای افراد مسن تر، استفاده از روش ارزیابی با سطوح پایین تر احساسات و عواطف منفی، و در نوجوانان با سطوح بالاتر حوادث مثبت ارتباط دارد.

این نتایج نشان می دهد که هیچ راهکار کلی برای که بتوان آن را برای همه تجویز کرد وجود ندارد و هر کسی از راهکار مختص خود برای کاهش استرس استفاده می کند.

همچنین، به نظر می رسد که برخی راهکار ها مفیدتر هستند. روش ذهن آگاهی روشی نویدبخش است در حالیکه برای بسیاری افراد روش سرکوب احساسات مضرتر از بقیه است. ولی روش ارزیابی مجدد چطور، به نظر میرسد شانس این روش پنجاه-پنجاه باشد.
نویسنده: علی فراهانی [لینک]

اختلال شخصیت خودشیفته
مراقب ازدواج با فرد خودشیفته باشید. در بسیاری مواقع فرد خودشیفته در برخوردهای اول، یا در دوران آشنایی بسیار جذاب و متشخص به نظر می­رسد و شما با همین ویترین اولیه زیبا خود را فریب خواهید داد.


شناخت علائم فرد خودشیفته یکی از پیش نیازهای تنظیم ارتباطات بین فردی است. خصوصا در مورد ازدواج، تشخیص خودشیفتگی بسیار کمک کننده خواهد بود. ممکن است در بسیاری مواقع فرد خودشیفته در برخوردهای اول، یا در دوران آشنایی بسیار جذاب و متشخص به نظر برسد ولی پس از ازدواج و نمایان شدن عمق رفتارهایش، بعنوان همسر رابطه سخت و غیرهمدلانه­ای را تجربه خواهید کرد. در ادامه مهمترین ویژگی­های فرد با اختلال شخصیت خودشیفته را مرور خواهیم کرد :



خود را استثنایی و منحصر بفرد میداند حتی روز تولد و نامش یا شهرش را بهترین میداند و منتظر هست دیگران نیز او را استثنایی بدانند.
فکر میکند همیشه حق با آنهاست حتی اگر درباره رنگ و طعمی نظر بدهد، دیگران باید بپذیرند، و خیلی وقت­ها از مورد سوال قرار گرفتن ناراحت می­شود.
همیشه از دیگران استفاده و سوءاستفاده می­کند و برای خودش این حق را قائل است که می­تواند دیگران را مورد استفاده قرار دهد.
اصولا توانایی همدردی همدلی یا درک دیگران را ندارد و خود را رها نمی­کند تا به احساس دیگران بپردازد ولی در عین حال نیز انتظار دارد دیگران او را بفهمند و تاییدش کنند.
معمولا به راحتی خشمگین می­شود و دست به تهدید یا تحقیر می­زند و زیاد حرف­های تند تخریب کننده می­زند.
نیاز شدید به توجه دارد و البته توجه برایش کافی نیست بلکه انتظار اطاعت و احترام دارد.
ظاهرا محکم بنظر می­آید ولی بسیار شکننده و حساس است و یک اتفاق یا اشتباه مانند اینکه کراواتش را اشتباه زده یا حرفش غلط بوده و دیگران به آن اذعان کنند، در هم می­ریزد و نسبت به طرف مقابل خشم پیدا می­کند.
تحمل نقد را ندارد و در مقابل آن واکنش­های تند نشان می­دهد. علاقه عجیبی به ستایش و پرستش شدن دارد. تملق و چاپلوسی را حتی اگر زشت باشد، دوست دارد و این را نشانه دانایی چاپلوس­ها می­داند که او را شناخته­اند.
پر از غرور و تکبر است و این حس جنس سرافرازی و افتخار ندارد. اگر سنش بالا باشد آن را مایه افتخار می­داند اگر جوان باشد جوانی را، اگر روستایی باشد روستا را، اگر شهری باشد شهر را و اگر قومیت خاصی داشته باشد، آن قومیت را [لینک]

ده توصیه برای صمیمیت بیشتر با همسر
با رعایت این ده اصول ارتباط تحقیرآمیز را از زندگی خود حذف کنید و از شدت رنجش ها وخشم به مقدار زیادی کم کنید و ارتباطتان را باهم صمیمی تر کنید:

از عبارات داوری کننده و انتقادآمیز اجتناب کنید.
این کلمات مثل: اهل همکاری نیستی، فقط به خودت فکر می کنی، بی عرضه ای، طبق معمول بی فکری کردی و ...

احساس ارزشمندی همسرش را خدشه دار می کند.

از برچسب زدن های تعمیم آمیز اجتناب کنید.
به هویت همسرتان حمله نکنید، اگر قرار است حمله و انتقاد کنید باید رفتار را مخاطب قرار دهید. کلماتی مثل: نادان، احمق، دیوانه ،خودخواه، تنبل، به درد نخور، بدجنس، بی شعور ...

به جای رفتار، همسر شما را مورد تهاجم قرار می دهد.

با گفتن این کلمات بد بدودن همسرتان را نه در این لحظه خاص بلکه برای همیشه اعلام می دارید.

استفاده از این مفاهیم حس اعتماد، نزدیکی و صمیمیت را نابود می کند.

از مخابره پیام های با فاعل (تو) خود داری کنید.
مثل: تو هیچوقت به موقع خونه نمیای

تو هرگز با من جایی نمیای

تو به کارت به مراتب بیشتر از من بها می دهی و ...

مفهوم این عبارات با فاعل (تو) این است که تو بودی که من رو ناراحت کردی.

به جای این که بگوییم: تو همیشه با دیر آمدنت شب ما را خراب می کنی.

بگوییم: وقتی دیر به منزل می آیی، من از این که شبمان خراب شده ناراحت می شوم.

به جای این که بگوییم: هروقت می خوام برم خرید تو حضور نداری.

بگوییم: وقتی به تنهایی خرید می روم خسته می شوم.

در عبارات با فاعل من، همسرتان را سرزنش نمی کنید.

به سابقه و گذشته ها کاری نداشته باشید.
در یک ارتباط تحقیرآمیز، پای مباحث گذشته به میان می آید، ارتباط مؤثر و صمیمی به موضوع موجود و در حال حاضر توجه دارد.

ارتباط تحقیر آمیز: شب عید هم رفتیم خونه ... همین کار رو کردی

پارسال هم ...

چند سال پیش هم همینجوری بودی ...

با مراجعه به گذشته پیام ( تو بدی، تو بدی) را به همسرمان می دهیم.

در واقع می گوییم: تو بدی و همیشه هم بد بودی و بهتر هم نمی شوی.

مقایسه منفی نکنید.
وقتی مقایسه منفی نمی کنید، به همسرتان احساس بدی نمی دهید.

هدف کمک به همسر شما است، هدف این نیست که او را بیازارید.

و هدف این است که مشکلی را از میان بردارید.

هدف بی اعتمادی و ضدیت با همسر نیست.

مقایسه منفی هرگز مشکلی را از میان بر نمی دارد.

تنها کار مقایسه [لینک]

10 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبل
سن به کلابی
تحصیلات - رشته
55
تعداد پست
3
تعداد دوست
©  کلیه حقوق برای شبکه اجتماعی به کلاب محفوظ است
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و به کلاب هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.