حرف که نمیزنید ، لااقل بیاید و موضوع سکوتتونو عوض کنید :(

fatemeh

فریاد : w t f

💠|غادة السّمّان..،|

از روزی که شناختمت،
ماهیان در فضا پرواز می‌کنند
گنجشککان در آب شنا…
و خروس‌ها نیمه‌شب آواز می‌خوانند
لاک‌پشت‌ها چون خرگوش می‌جهند
و گرگ شادمانه با شنل‌قرمزی در جنگل می‌رقصد
و مرگ خودکشی می‌کند اما نمی‌میرد..
از روزی که شناختمت،
همزمان می‌خندم و می‌گریم
نیمی از عشقت روشنایی و نیم دیگرش تاریکی‌ست
یک بام و دو هواست
شاید برای همین است که
همچنان دوستت دارم..💛


🆔 @poem_voice

همیشه دلم خواسته بدانم لحظه‌های تو بی‌من چطور می‌گذرد؟
وقتی نگاهت می‌افتد به برگ، به شاخه، به پوست درخت.
وقتی بوی پرتقال می‌پیچد.
وقتی باران تنها تو را خیس می‌کند!
وقتی با صدایی برمی‌گردی پشت سرت، من نیستم.

اشتباه رو میبینم ولی انجامش میدم
هنوز اسمی براش پیدا نکردم..

I am made of emotions
i exist to be felt.

باید کسی را ،
پیدا کنم دوستم داشته باشد ...!
آنقدر که ،
یکی از این شب‌های لعنتی ...
آغوشش را ،
برای من و یک دنیا خستگی بگشاید !
هیچ نگوید ...
هیچ نپرسد ...

وقتی بوی تَعفُن جوب با اُدکلن تلَخ رهگذری بُلند قامت که سینه سپر کرده بر یک گذرگاه ی سه متری می آمیزد ،تنها چیزی که به ذهنم می رسد این است دست بر دماغو دَهنم بُگُذرام با چشمی گره خوره از مقابل مغازه قصابی با طعنه و تشری به مرد بلند بگذرم...
من از این لحظه گذشتم،آنچه برایم ماند چَشمی غُریده از تَشر زده شده بر مرد تَلخ؛ و بوی تَعفُنی از جُوب پُر اَز چیزهای دور ریختنی است.
مشکل اینجا بود من تلخ نمیدانستم؛ بوی جوب که عادیست!

ما "گناه" را نمى بينيم
مگر آنكه زنى مرتكبِ آن شود.

آدم‌ها نيمه شب
با همه‌ی آنچه در پس ذهن تو برايت باقی گذاشته‌اند
به تو هجوم می‌آورند...

💠منزوى..،|

تو خوبِ مطلقی
من خوب‌ها را با تو می‌سنجم
بدینسان بعد از این
خوبی عیاری تازه خواهد یافت...💛


🆔 @Poem_voice 💠

💠|عزيز نسين..،|

انسان فقط در قبال
گفته‌هایش مسئول نیست
بلکه در قبال
سکوت‌هایش هم مسئول است...💛


🆔 @Poem_voice 💠

2 ماه و 5 روز و 8 ساعت و 18 دقيقه قبل
سن به کلابی
فوق دیپلم
تحصیلات - رشته
12
تعداد پست
7
تعداد دوست
©  کلیه حقوق برای شبکه اجتماعی به کلاب محفوظ است
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و به کلاب هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.